82 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : ابراهيم بن قدامه از پدرش نقل كرد كه عثمان بن مظعون به سمت قبله تفو انداخت سپس از اين كار غمگين شد . همسرش از او پرسيد : چه شده است كه تو را دل آزرده مىبينم ؟ گفت : چيزى نيست جز اين كه در حال نماز خواندن آب دهان به سمت قبله افكندم . اما پس از نماز بدان جا كه آب دهان انداخته بودم رفتم و آن را شستم . سپس خوشبو كنندهاى ساختم و آنجا را خوشبو كردم . او نخستين بار بود كه قبله مسجد را خَلُوق ماليد . 83 - محمد بن يحيى ما را حديث كرد و گفت : عبدالعزيز عمران از كثير بن عبدالرحمان بن ابىسعيد خدرى از پدرش از ابوسعيد خبر داده است كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : « آب دهان افكندن در مسجد گناه است و كفارهاش دفن آن . » [ راوى ] گفت : ابو سعيد در مسجد آب دهان انداخت . پس برگشت و آن را به خاك پوشاند . « 1 » 84 - محمد بن يحيى از مالك از هشام بن عروه از پدرش از عايشه نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در ديوار مسجد آب دهان مخاط يا نخامهاى ديد و آن را تراشيد . « 2 » 85 - محمد بن يحيى ، از عمرو بن هارون ، از هشام از يحيى بن ابىكثير از حضرمى نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « اگر كسى در مسجد شپشى بيند ، آن را در جامهء خويش بپيچد و در مسجد نكشد » . « 3 » 86 - محمد بن يحيى از محمد بن عبداللَّه از شيبة بن نصاح نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « اگر كسى هنگامى كه در مسجد است شپشى در جامه خود ببيند براى آن گودالى بكند و آن را در گودال قرار دهد و بر آن آب دهان بيفكند كه اين كفارهء آن كار [ : كشتن شپش ] است » . « 4 »
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 41
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤١
هامش
( 1 ) . سند اين حديث سست است . سند مشتمل است بر عبدالعزيز بن عمران و او راويى متروك است .
( 2 ) . حديث صحيح و منابع آن همان منابعى است كه براى حديث شماره 59 ذكر شد .
( 3 ) . احمد ( ج 5 ، ص 410 ) اين حديث را از حضرمى ، از مردى از انصار نقل كرده است . هيثمى در مجمع الزوائد ( ج 2 ، ص 20 ) مىنويسد : احمد اين حديث را نقل كرده و رجال سند او ثقه هستند .
( 4 ) . حديث مرسل و حسن است . ابن حجر در تقريب التهذيب شمارهء 2850 شيبة بن نصاح را كه در سند اين حديث است ، توثيق كرده است .