تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

علقمة بن مرثد از ابن بريده ، از پدرش نقل كرد كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به پايان برده بود كه شنيد عربى باديه نشين شتر خود را مىجويد و مىگويد : چه كسى شتر سرخ موى مرا يافته است ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله كه اين شنيد فرمود : « هرگز نيابى ! هرگز نيابى ! مسجدها براى اهداف خاص خود ساخته شده‌اند . » « 1 » 91 - يحيى بن سعيد از ابن عجلان از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله از اين كه در مسجد داد و ستد شود ، در آن شعر خوانده شود ، در آن گمشدگان جسته شوند و در آن مردم پيش از نماز تجمع‌هايى ديگر تشكيل دهند ، نهى فرمود . « 2 » 92 - محمد بن مخلد براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن جعفر ، از يزيد بن خصيفه و محمد بن عبدالرحمان بن ثَوْبان نقل كرد كه گفته‌اند : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس گمشده‌اى در مسجد بجويد [ او را ] پاسخ گوييد : خداوند آن را به تو باز نگرداند . » هر كس هم در مسجد كالايى بفروشد [ به او ] بگوييد : « خداوند در اين تجارت سودى قرار ندهد » « 3 »

هامش
( 1 ) . مسلم ( 569 ، ح 80 و 81 ) ، نسائى در عمل اليوم و الليلة ( 174 ) ، ابن ماجه ( 765 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 2 ، 499 ) ، طيالسى ( 804 ) ، بيهقى در سنن ( ج 2 ، ص 447 ، ج 6 ، ص 196 و ج 10 ، ص 103 ) و عبدالرزاق ( 1721 ) اين حديث را نقل كرده و ابن خزيمه ( 1301 ) ، ابن حِبّان ( 1652 ) و ابوعوانه ( ج 1 ، ص 407 ) آن را صحيح دانسته‌اند . نسائى در عمل اليوم و الليلة ( 175 ) اين حديث را از طريق مسعر از علقمه بن مرثد از ابن بريده از پيامبر صلى الله عليه و آله به طور مرسل نقل كرده است . نووى در شرح مسلم ( ج 5 ، ص 55 ) در توضيح عبارت « انما به نيت المساجد لما به نيت له » ؛ « مسجدها براى اهداف خاص خود ساخته شده‌اند » مىگويد : مقصود از اهداف خاص ياد خدا ، نماز ، علم و گفت و گو در كارهاى خير و همانند آن است .
( 2 ) . ابوداوود ( 1079 ) ، ترمذى ( 322 ) ، نسائى ( ج 2 ، ص 48 ) ، ابن ماجه ( 749 و 776 و 1133 ) ، احمد ( ج 2 ، ص 179 ) ، و بيهقى ( ج 2 ، ص 448 ) اين حديث را آورده‌اند و ترمذى گفته : اين حديثى حسن است . احمد شاكر در پاورقى خود بر حديث شمارهء 322 در شرح ترمذى مىنويسد : بلكه اين حديث صحيح است : ابن خزيمه و قاضى ابوبكر ابن العربى آن را صحيح دانسته‌اند .
( 3 ) . حديثى مرسل و صحيح است . محمد بن عبدالرحمان بن ثوبان ، مدنى از عامر قريش و چونان كه ابن حجر در تقريب ( 6088 ) مىآورد ، ثقه است . اين حديث را چنان كه در مجمع الزوائد ( ج 2 ، ص 25 ) آمده ، طبرانى در معجم الكبير از طريق عبدالرحمان بن ثوبان از پدرش نقل كرده است . هيثمى مىگويد : نديده‌ام كسى شرح حال او را نوشته باشد . ترمذى ( 1321 ) ، نسائى در عمل اليوم و الليلة ( 176 ) ، دارمى ( ج 1 ، ص 326 ) و بيهقى ( ج 2 ، ص 447 ) اين حديث را به صورت موصول از طريق محمد بن عبدالرحمان بن ثوبان از ابوهريره نقل كرده‌اند . ابن خزيمه ( 1305 ) ، ابن حِبّان ( 1650 ) و حاكم ( ج 2 ، ص 56 ) اين حديث را صحيح دانسته‌اند و ذهبى نيز با آنان همرأى شده است . ابن سنى ( 153 ) و ابن جارود ( 562 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . ترمذى آن را حسن دانسته و شيخ شعيب ارنؤوط در بيان مصادر صحيح ابن حبان ( 1650 ) آن را صحيح دانسته ، امام بغوى در شرح السنه ( ج 2 ، 373 ) گفته است : شمارى از عالمان داد و ستد را در مسجد مكروه دانسته‌اند . احمد و اسحاق اين گونه نظر داده‌اند . برخى از تابعان اين كار را اجازه فرموده‌اند و از عطاء بن يسار نقل شده است كه اگر با كسى از آنها كه در مسجد داد و ستد مىكنند برخورد مىكرد ، به او مىگفت : برخيز و به بازار دنيا برو ؛ اينجا بازار آخرت است . مالك در موطأ ( ج 1 ، ص 174 ) اين حديث را بلاغاً روايت كرده است . دربارهء ديدگاه‌هاى عالمان در مسأله داد و ستد در مسجد بنگريد به : فتح البارى ، ج 1 ، صص 560 و 561 .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 43 | ابن شبة النميري / صابرى