تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

61 - عاصم براى ما نقل كرد و گفت : فرج بن فضاله ، از ابو [ سعد ] « 1 » نقل كرد كه گفته است : واثلة بن اسقع را ديدم كه به مسجد دمشق درآمد ، آنجا نماز خواند ، آب دهان خويش را [ چون خواست بيفكند ] به زير پاى چپش انداخت و پاى خود را بر زمين كشيد . چون برگشت او را گفتم : تو از صحابه رسول خدايى و در مسجد آب دهان مىافكنى ؟ گفت : خود ديدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد . « 2 » 62 - اسحاق بن ادريس ما را حديث آورد و گفت : عبدالأَعلى ابن عبدالأعلى براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن اسحاق گفت : پدرم عبداللَّه بن عامر بن [ سعد ] « 3 » ، از پدرش نقل كرد كه گفته است : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : اگر كسى از شما در مسجد آب دهان بيفكند آن را پنهان كند ، مباد تن يا لباس مسلمانى ديگر بدان بخورد و او را بيازارد » . « 4 » 63 - ابن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن عامر از محمد بن اسحاق ، از عبداللَّه بن محمد به سند خود همانند اين حديث را نقل كرده است . « 5 » 64 - ابوعاصم براى ما نقل كرد و گفت : سعيد براى ما حديث كرد و گفت : قتاده براى ما نقل كرد كه انس بن مالك حديث آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود آب دهان انداختن در مسجد گناه است و كفاره اين گناه نيز دفن آن » . « 6 »

هامش
( 1 ) . محققان متن عربى ياد آورد شده‌اند كه اين نام « سعيد » نيز ثبت شده ، اما اين يك تصحيف است و درست‌همان است كه به نقل از منابع ديگر در اينجا ضبط شده است .
( 2 ) . احمد ( ج 3 ، ص 490 ) ، ابوداوود ( 481 ) و طبرانى در معجم الكبير ( ج 22 ، ص 212 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . سند حديث مشتمل است بر فرج بن فضاله ، و او راويى ضعيف است . همچنين نام ابوسعد در اين سند آمده كه ابوسعيد هم گفته مىشود و به هر روى مجهول و ناشناخته است .
( 3 ) . در متن ابن شبه اين نام « سعيد » ضبط شده بوده و محققان متن عربى آن را به سعد تصحيح كرده‌اند . چونان كه در كتاب‌هاى تخريج احاديث آمده ، نام كامل او عامر بن سعد بن ابىوقاص است .
( 4 ) . سند اين حديث حسن است ، محمد بن اسحاق حديث حسن مىآورد و به تحديث نيز در اينجا تصريح كرده است . اين حديث را احمد ( ج 1 ، ص 179 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 2 ، ص 367 ) ، بيهقى در شعب الايمان ( 11179 ) ، فراء ( 808 و 824 ) ، بزار ( 1127 ) ، ابن خزيمه ( 1311 ) و دورقى ( 29 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 5 ) . همان منابع پيشين را بنگريد .
( 6 ) . بخارى ( 415 ) ، مسلم ( 552 ج 56 ) ، ابوداوود ( 474 ، 475 ، 476 ، 477 ) ، ترمذى ( 572 ) نسائى ( ج 2 ، صص 50 و 51 ) احمد ( ج 3 ، صص 173 ، 232 ، 277 ، 289 ) ، دارمى ( ج 1 ، ص 324 ) ، بيهقى ( ج 2 ، ص 291 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 2 ، ص 365 ) ، بغوى ( 488 ) ، ابن خزيمه ( 1309 ) ، ابن حبان ( 1635 و 1637 ) ، طبرانى در معجم الصغير ( ج 1 ، ص 40 ) ، ابوعوانه ( ج 1 ، صص 404 و 405 ) ، عبدالرزاق ( 1697 ) و طيالسى ( 1988 ) اين حديث را آورده‌اند .