بفشرند به هم جمع شود » . « 1 » 70 - ابواحمد ما را حديث كرد و گفت : مسعر از يكى از مردان بنى فزاره از زياد بن ملقط از ابوهريره نقل كرد كه [ رسول خدا صلى الله عليه و آله ] مىفرمايد : « بايد مسجد از آب دهان پاك و به دور باشد ، آن سان كه بدن از آتش دور داشته مىشود . » 71 - ابواحمد براى ما حديث آورد و گفت : مسعر از عمرو بن مُرّه ما را حديث كرد كهپيامبر صلى الله عليه و آله درمسجد آبدهان انداختوآنرابا نعلين - يا گفت با پاىافزار به زمين ماليد . « 2 » 72 - ابوداوود ما را حديث كرد و گفت : حرب بن شداد ، از يحيى نقل كرد كه ابوعبيدهء جراح در مسجد آب دهان انداخت و آن را خاكپوش نكرد . پس [ به هنگام شب ] چراغى آورد و آن را جست و به خاك پوشاند . 73 - محمد بن سنان براى ما نقل كرد و گفت : شريك از ابراهيم بن مهاجر از مجاهد نقل كرد كه گفته است : ابن قتاده در مسجد آب دهان انداخت . پس بيرون شد و چراغى آورد و آن را جست و جو كرد . تا آن را يافت و دفن كرد و گفت : سپاس خدايى را كه مرا بر اين گناه نميراند . 74 - محمد بن يحيى از ابوضمره ، از عبيداللَّه بن عمر نقل كرده است كه گفت : من و محمد بن ابىبكر در مسجد نشسته بوديم . محمد بن ابىبكر آبى به دهان برد و مضمضه كرد و سپس آن را در مسجد بر زمين ريخت . قاسم بن محمد از او پرسيد : آيا در مسجد مضمضه مىكنى ؟ گفت : تو خود كارهاى بدتر از اين انجام مىدهى . آب دهان و مخاط بينى و سينه در مسجد بر زمين مىافكنى . قاسم پاسخ داد ، اين چيزى است كه مردم را از آن گريز نبود . اما آنچه آن را چاره هست از مسجدش دور بدار . 75 - محمد بن يحيى از ابن ابىفديك از ابومودود از عبدالرحمان بن ابىحَدْرَدْ اسلمى از ابوهريره نقل كرده است كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس بدين مسجدم
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٩
هامش
( 1 ) . حديث موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر ابن لِهيعَه است كه او را ضعيف دانستهاند .
( 2 ) . سند اين حديث حسن است . مقصود از ابن مُره در سند اين حديث عمر بن مُرّهء جهنى ، از صحابه است كه به كينهء ابوطلحه خوانده مىشد و چنان كه ابن حجر در تقريب التهذيب ( شماره 5129 ) آورده است ، به روزگار خلافت معاويه در شام درگذشت .