تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١

و آن حضرت بر پرسنده خرده گرفت . پس از چندى عويمر عاصم را ديد . پرسيد : چه كردى ؟ گفت : همين اندازه مىدانم كه تو با من كار خوبى نكردى ؛ از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم و او پرسنده را نكوهيد . عويمر گفت : به خداوند سوگند به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسم . پس براى پرسش به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رفت اما ديد در اين باره بر او وحى نازل شده است . آن زن و مرد را خواست و با همديگر ملاعنه كردند . عويمر گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، من آبروى او را بردم . من بر او دروغ بستم . عويمر پيش از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را به جدايى از همسرش فرمان دهد از او جدا شده بود ، و همين كار بعدها در مورد مرد و زنى كه مىخواهند لعان كنند رسم شد . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بنگريد چگونه فرزندى به دنيا مىآورد ؛ اگر فرزندى كه آورد سيه چهره ، سياه چشم و درشت چشم و داراى ران‌هاى درشت بود آن مرد [ : شوهر او ] راست گفته است و اگر اين فرزند سرخ و سفيد و به رنگ وحره « 1 » بود آن مرد دروغ گفته است . راوى گويد : آن زن فرزند خود را بر همان اوصاف نخستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود به دنيا آورد . « 2 » 749 - گفت : ابراهيم ، از پدرش برايم نقل خبر كرد كه گفته است : سعيد بن مسيب و عبيداللَّه بن عبداللَّه برايم نقل كردند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود : اگر فرزندى كه به دنيا آورد سياه چشم بود ، از آنِ همان مردى است كه متهم شده و اگر بور بود از آن شوى آن زن است » . بعدها كه فرزند به دنيا آمد سياه چشم بود . « 3 »

هامش
( 1 ) . وحره خزنده‌اى شبيه چلپاسه است .
( 2 ) . بخارى ( 423 ، 4745 ، 4746 ، 5259 ، 5308 ، 5309 ، 6854 ، 7165 ، 7166 و 7304 ) ، مسلم ( 1492 / ح 2 و 3 ) ، ابوداوود ( 2247 ، 2248 ، 2249 ، 2251 ) ، نسائى ( 17036 و 171 ) ، ابن ماجه ( 2066 ) ، دارمى ( ج 2 ، ص 150 ) ، احمد ( ج 5 ، صص 330 ، 331 ، 334 و 337 ) ، بيهقى ( ج 7 ، صص 339 ، 400 و 401 ) ، ابن جارود ( 756 ) ، عبدالرزاق ( 12445 ، 12446 ، 14447 ) ، طحاوى ( ج 3 ، ص 102 ) ، شافعى ( ج 2 ، صص 45 ، 46 و 47 ) ، طبرانى ( 5690 ) ، بغوى ( 2367 ) ، و ابن حبان ( 4285 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 3 ) . حديث مرسل و صحيح است و حديث پيشين آن را گواهى مىكند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 361 | ابن شبة النميري / صابرى