تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

مىريزد . سپس در صفاصف چند شاخه مىشود و به زمين اسماعيل و محمد پسران وليد كه در قصبه است ، مىريزد ، آنگاه در دل قصبه پيش مىرود و از سمت راست قبا گذر مىكند ، سپس به غوساء ، آنگاه بطن ذى خصب مىرسد و پس از مسافتى ، آبى كه از حره آمده با آبى كه از ذى خصب مىآيد به هم مىپيوندد و در ذى صُلب يكى مىشود . از آن پس در درون سراره « 1 » پيش مىرود و از عمق بركه مىگذرد و آنگاه دو شاخه مىشود : شاخه‌اى بر بئر جُشم « 2 » مىگذرد و به دهانهء خليج مىريزد و سپس خود را به وادى بطحان مىرساند و شاخه‌اى ديگر مستقيماً به وادى بُطحان مىريزد . اما بطن وادى مهزُوز « 3 » همان است كه بنا بر آنچه اهل دانش و حديث براى ما نقل كرده‌اند بيم غرق شدن مردمان مدينه از سيل آن است .

چاه‌هاى مدينه

ابوغسان گويد : يكى از چاه‌هاى مدينه چاهى به نام حفير در حرانيه است كه سيل مُذَيْنِب بدان مىريزد و گاه سيل وادى مهزور نيز به هنگام طغيان از بيم تخريب مدينه بدان سمت رانده مىشود و اين سيل و سيل مُذَيْنِب يك جا بدان مىريزد . چاهى به نام بئر بويرمه از ديگر چاه‌هاست كه به بنى حارث بن خزرج تعلق دارد . بئر هَجير در حَرَّه و بالاتر از قصر ابن‌ماه از ديگر چاه‌هاست . به روزگار حكمرانى عثمان بن عفان مهزور طغيان كرد و بيم آن مىرفت كه مدينه نيز با آب برود . از همين روى عثمان سيل بندى را كه در جوار چاه مدرى است احداث كرد تا به كمك آن سيل را از سمت مسجد و از مدينه منحرف كند . ديگر بار در سال 156 ه . ق . و به روزگار خلافت ابوجعفر منصور دوانيقى و
هامش
( 1 ) . در اين باره بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 4 ، ص 1233 - م .
( 2 ) . در اين باره بنگريد به : وفاء الوفا ج 30 ، صص 1073 و 1074 و ج 4 ، ص 1134 - م .
( 3 ) . مهزور بر وزن مغرور است . بغدادى در اين باره گويد : واديى در مدينه است كه سيل از آن مىگذرد . بنگريد به : مراصد الاطلاع ، ج 3 ، ص 1340 ؛ وفاء الوفا ج 3 ، ص 1076 .