تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

492 - احمد بن ابراهيم موصلى براى ما نقل كرد و گفت : صالح بن عمر ، از يزيد بن ابىزياد ، از عبدالرحمان بن ابىليلى ، از براء بن عازب نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس مدينه را يثرب گويد بايد استغفار كند ؛ اين طابه است » سه بار . « 1 » 493 - ابن‌ابىيحيى ، از عبداللَّه بن ابىسفيان ، از پدرش ، از افلح وابستهء ابوايوب ، از ابوايوب نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين كه به مدينه يثرب گفته شود نهى فرمود . « 2 » 494 - از ابن‌ابىيحيى ، از عبدالحميد ، از عكرمه ، از ابن‌عباس نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس به مدينه يثرب گويد بايد از خداوند آمرزش بطلبد » . « 3 » 495 - يحيى بن بسطام براى ما نقل كرد و گفت : ابواحْوص ، از سماك بن حرب حديث كرد كه گفته است : از نعمان بن بشير شنيدم كه مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مدينه را طابه مىناميد . « 4 »

وادىهاى مدينه و حدود آنها و همچنين آبگيرها و آبريزهاى پيرامون مدينه

496 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران و عثمان بن عبدالرحمان جهنى براى ما نقل كرد و گفتند : سيل وادى عقيق از جايى به نام « بطاويح » كوهى از جفت كوه جوار حرّه « 5 » در سمت غرب شطاى جارى مىشود و به نقيع كه دشتى پر باران است و در فاصله چهار منزلى سمت يمانى مدينه واقع شده مىريزد . سپس از

هامش
( 1 ) . احمد ( ج 4 ، ص 285 ) ، و ابويعلى ( 1688 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . سند آن مشتمل بر يزيد بن ابىزياد است كه راويى است ضعيف .
( 2 ) . سند آن حسن است .
( 3 ) . سند آن حسن است .
( 4 ) . سند حديث ضعيف است .
( 5 ) . « حره » نامى است براى زمينى پوشيده از سنگ‌هاى سياه و سوخته ، گويا كه آن را به آتش سوزانده‌اند . بنگريد به : تاج العروس ، مادهء « حرّ » ؛ و مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 394 .