تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

460 - عبداللَّه بن نافع بن ثابت براى ما نقل كرد و گفت : مالك ، از اسحاق بن عبداللَّه ابن ابىطلحه ، از انس بن مالك نقل كرده است كه گفت : ابوطلحه در ميان همه دوستان من در مدينه ، بيش از همه ثروت نخلستان داشت . براى او دوست داشتنىترين دارايىاش چاه « حاء » بود كه رو به روى مسجد قرار مىگرفت و رسول خدا صلى الله عليه و آله بدان درمىآمد و از آب آن كه عطرى هم داشت مىنوشيد . ابوطلحه كه چنين ديد اين چاه را به صدقه وانهاد . « 1 » 461 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از عبداللَّه بن جعفر ، از ابن عون ، از ابن شهاب نقل كرده است كه گفت : هنگامى كه صفوان بن معطل ، حسّان بن ثابت را زد پيامبر صلى الله عليه و آله به حسان فرمود : اى نيكوكار ، نيكى كن . حسّان گفت : او را به تو بخشيدم . راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله نيز چاه حاء را به او بخشيد . « 2 » 462 - سعيد بن سليمان و هارون بن معروف براى ما نقل كردند و گفتند : عبدالعزيزبن محمد ، از هشام بن عروه ، از پدرش ، از عايشه حديث كرد كه گفته است : براى پيامبر صلى الله عليه و آله از چاه سُقيا آب گوارا مىآوردند - و در روايت هارون است كه از خانه‌هاى سُقْيا مىآوردند . « 3 »

هامش
( 1 ) . بخارى ( 1461 ، 2318 ، 2752 ، 2769 ، 4554 و 5611 ) ، مسلم ( 998 ح 24 ) ، مالك ( ج 2 ، صص 995 و 996 ) ، احمد ( ج 3 ، صص 141 و 256 ) ، دارمى ( ج 1 ، ص 390 ) ، بيهقى ( ج 6 ، صص 164 ، 165 و 275 ) ، طيالسى ( 2080 ) ، بغوى در شرح السنه ( 1683 ) و همچنين در تفسير ( ج 1 ، ص 325 ) و سرانجام ابن حبان ( 7182 ) اين حديث را آورده است . بخارى همچنين ( 2758 ) اين حديث را به تعليق ، از اسماعيل ، از عبدالعزيز بن عبداللَّه بن ابىسلمه ، از اسحاق بن عبداللَّه روايت كرده و حديث را بدين واسطه معلّق دانسته است . سيوطى نيز در درّ المنثور ( ج 2 ، ص 259 ) همين حديث را يادآورد شده و افزون بر اين نقل آن را به عبد بن حُميد ، ابن منذر و ابن ابىحاتم نسبت داده است .
( 2 ) . مرسل و ضعيف است .
( 3 ) . ابوداوود ( 3735 ) ، احمد ( ج 6 ، ص 108 ) ، ابن حبان ( 5332 ) و حاكم ( ج 4 ، ص 138 ) اين حديث را آورده‌اند ، البته حاكم آن را به شرط و شيوه مسلم صحيح دانسته است . ذهبى ، بغوى ( 3049 و 3050 ) ، ابونعيم در اخبار اصبهان ( ج 2 ، ص 125 ) و ابوشيخ در اخلاق النبى ( 227 و 228 ) و واقدى در مغازى ( ج 1 ، ص 21 ) در اين باره با حاكم كه حديث را بر شرط مسلم صحيح مىداند ، هم رأى شده‌اند . ابن حجر در فتح البارى ( ج 10 ، ص 74 ) سند اين حديث را خوب دانسته و البته نيز سند آن قوى است .