450 - محمد مىگويد : از وقاص ، از زهرى برايم نقل شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « هر كس رومه را بخرد در بهشت سيراب شود » . پس عثمان آن را از مال خود خريد و صدقه قرار داد . « 1 » 451 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : على بن ثابت ، از يحيى بن ابىاميه ، از ابن اسحاق حديث كرد كه گفته است : عبداللَّه بن حبيب سلمى گفت : عثمان گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس چاه رومه را بخرد در بهشت همانند آن خواهد داشت » و ( يادتان هست كه ) مردم تنها با پرداخت بها مىتوانستند از آن آب بخورند و من آن را به مال خود خريدم و براى فقير و غنى و رهگذر قرار دادم ؟ مردم گفتند : آرى . « 2 »
آنچه دربارهء نقيع آمده است
452 - قَعْنَبى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن عمر بن حفص بن عمر بن خطاب ، از نافع ، از ابن عمر حديث كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نقيع را قُرُق اسبان مسلمانان كرد تا در آن به چرا برده شوند « 3 »
هامش
( 1 ) . مرسل و حسن است و در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 968 ) نيز آمده است .
( 2 ) . سند حديث ضعيف است ، همانند آن را ترمذى ( 3704 ) و نسائى ( ج 6 ، ص 235 ) هر دو به روايت ثمامة بن حزن قشيرى و به گونه مرسل نقل كردهاند . سند اين روايت نيز ضعيف است ، اما به هر روى به اين مضمون شواهدى وجود دارد . بنگريد به جامع الاصول ( ش 6473 و 6475 ) . حديث احنف بن قيس هم كه پيشتر گذشت [ شماره 444 ] گواهى ديگر بر اين حديث است .
( 3 ) . اين حديث را احمد ( ج 2 ، صص 91 ، 155 و 157 ) ، ابن حبان ( 4683 ) ، بيهقى ( ج 6 ، ص 146 ) ، حُمَيد بن زنجويه در اموال ( 740 ) و ابوعبيد در اموال ( 740 ) از عبداللَّه بن عمر عمرى - كه روايى ضعيف است - از نافع ، از ابن عمر نقل كرده است ، بخارى ، ( 2370 ) حميد بن زنجويه ( 1104 ) و بيهقى ( ج 6 ، ص 146 ) اين حديث را از طريق ليث ، از يونس ، از ابن شهاب نقل كردهاند كه گفت : به ما رسيده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله نقيع را و عمر شرف و ربذه را قرق قرار دادند . اين حديث ، چنان كه ابن حجر در فتح البارى ( ج 5 ، ص 55 ) مىگويد ، مرسل يا معضل است ، هر چند ابوداوود ( 3084 ) آن را به طريق موصول روايت كرده و چنين آورده است : سعيد بن منصور براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن محمد ، از عبدالرحمان بن حارث ، از ابن شهاب ، از عبيداللَّهبن عبداللَّه ، از عبداللَّه بن عباس ، از صعب بن جثامه نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله نقيع را قرق كرد و فرمود : « تنها خداوند را حق قرق كردن است » . حديث را حاكم ( ج 2 ، ص 61 ) صحيح دانسته ، ذهبى در اين باره با او هم رأى شده و همين حديث در شرح معانى الآثار ( ج 3 ، ص 269 ) به دو طريق از سعيد بن منصور نقل شده است .
ضبط درست « نقيع » به فتحهء نون و قاف است . ابن حجر گفته : خطابى نقل كرده است كه برخى اين نام را به تصحيف ، بقيع خواندهاند . آنجا در بيست فرسخى مدينه واقع مىشود و مساحت آن يك ميل در هشت ميل است . ابن وهب در موطأ خود اين نظر را آورده است .
نقيع در اصل لغت هر جايى را گويند كه آب در آن جمع شود و بماند .
در حديث از جايى ديگر به نام « نقيع الخضمات » نيز ياد مىشود و آن جايى است كه اسعد بن زراره در مدينه بدان آب بست . بنابر نظر مشهور ، اين غير از نقيعى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را قرق ساخت . ابن جوزى نقل كرده كه برخى گفتهاند : اين هر دو نام يك چيز است . اما همان نظر نخست درستتر است .