تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 153
443 - حبان براى ما نقل كرد و گفت : وهيب براى ما حديث كرد و گفت : هشام بن عروه ، از پدرش نقل كرد كه عمر به هنگام واگذارى عقيق همهء آن را به مردم واگذاشت . او گفت : اقطاع گيران از امروز به بعد رسميت دارند ، در اين هنگام خَوات بن جبير گفت : اى امير مومنان ، آن را به من واگذار . عمر هم آن را به او اقطاع كرد . چاه رومه در وادى عقيق 444 - محمد بن سنان براى ما نقل كرد و گفت : ابوعوانه ، از حصين ، از عمرو ابن جاوان ، از احنف ( بن قيس ) « 1 » ( 1 ) . اين افتادگى به استناد سنن نسائى استدراك شده است . نقل كرد كه وى به مسجد رفت و على [ عليه السلام ] ، طلحه ، زبير و سعد را ديد كه نشستهاند . پس از چندى عثمان در حالى كه جامهاى بلند و زرد بر تن داشت و آن را روى سر خود كشيده بود به مسجد درآمد . پرسيد : آيا على [ عليه السلام ] اينجاست ؟ گفتند : آرى . پرسيد : آيا طلحه اينجاست ؟ گفتند : آرى . پرسيد : آيا زبير اينجاست ؟ گفتند : آرى . ( پرسيد : آيا سعد اينجاست ؟ گفتند : آرى . ) « 2 » ( 2 ) . در متن ابن شبه افتادگى بوده و در اينجا به استناد سنن نسائى تدارك شده است . گفت : شما را به خداوندى كه خدايى جز او نيست سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس چاه رومه را بخرد خداوند او را بيامرزد . و من آن را به فلان قيمت خريدم و آنگاه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : من چاه رومه را خريدهام . و آن حضرت هم فرمود : آن را براى آب نوشيدن مسلمانان واگذار كه خداوند پاداشت دهد ؟ گفتند : چرا ، ( مىدانيم ) « 3 » ( 3 ) . نسائى ( ج 6 ، صص 46 و 47 ) اين حديث را نقل كرده و سند او مشتمل بر عمر بن جاوان تيمى بصرى است كه كسى جز ابن حبان او را توثيق نكرده است . ديگر رجال اين سند نيز ثقه هستند . حديث ابوعبدالرحمان سلمى كه ترمذى ( 3700 ) آن را نقل كرده ، گواه بر اين حديث است . سند اين حديث اخير حسن است و ترمذى دربارهاش گفته : حسن ، صحيح ، و از اين نظر كه به طريق ابوعبدالرحمان سلمى از عثمان رسيده غريب است . به هر روى سند بدين اعتبار كه ترمذى آن را حسن خوانده ، حسن است .