بازگشتن به پيشواز مىآمدم » . « 1 » 436 - محمد گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از ايوب بن نعمان بن عبداللَّه بن كعب بن مالك از پدرش ، از جدش برايم نقل خبر كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « در « تضارع » سيل نمىآيد مگر آن كه سال بسيار پر باران باشد » « 2 » « تضارع » نام كوهى است در فاصله سه ميلى مدينه و بر دست راست كسى كه از اين شهر راهى مكه باشد . قصر ابن بكير عمانى و همچنين قصرهاى عبدالعزيز بن عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بر دامنه اين كوه واقع است . 437 - محمد گفت : عبدالعزيز ، از يزيد بن عياض بن جُعْدَبه ، از ابن شهاب برايم نقل خبر كرد كه گفت : بر جمّاء امّ خالد قبرى يافته شد ، چهل ذراع در چهل ذراع . بر سنگى كه بر اين قبر بود چنين نوشته بود : من عبداللَّه هستم ، از مردمان نينوى ، فرستادهء رسول خدا عيسى بن مريم به سوى مردمان اين آبادى مرا مرگ فرا رسيد و وصيت كردم در جمّاء امّ خالد به خاك سپرده شوم . راوى گويد : از عبدالعزيز دربارهء اين جمله كه « از مردمان نينوى هستم » پرسيدم . گفت : نينوى نام دو جاى است : يكى در سواد عراق در طف ، همان جا كه حسين بن على كشته شد ، و ديگرى آباديى در موصل و اين همان است كه يونس پيامبر صلى الله عليه و آله در آن بود . ما نمىدانيم مقصود او ( : صاحب لوح ) كدام يك از اين دو بوده است . اما « جمّاء امّ خالد » يعنى همان كه در عقيق است و خانههاى اشعث ، قصر يزيد بن عبدالملك بن مغيرهء نوفلى و « فيفاء خبار » در پايين آن قرار گرفته و از آنجا تا « جمّاء العاقر » راهى است كه از ناحيه رُوَمه مىگذرد . فيفاء خبار يا دشت خبار از همين جماء امّ خالد است و جماء عاقر نيز كوهى است در پشت و مُشاش كه قصرهاى جعفر بن سليمان ابن على بر پهنهء كوه رو بدان سمت قرار دارد . 438 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : كسانى از خاندان حزم و ديگران كه
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٥٠
هامش
( 1 ) . سند آن در ذيل شماره 430 گذشت .
( 2 ) . سند اين حديث سست است ؛ مشتمل است بر عبدالعزيز بن عمران كه متروك است ، و نيز ايوب بن نعمان كه ذهبى در ميزان ( ش 1108 ) دربارهاش مىگويد : دار قطنى گفته است : قوى نيست .