او از پدرش شنيده است كه قبر فاطمه در انتهاى كوچهاى است كه ميان سراى عقيل و سراى ابونُبَيه قرار دارد . اسماعيل مىگويد : وى جايى را كه پدرش جاى قبر فاطمه معرفى كرده است ذرع كرده و از آنجا تا جويى كه در سراى عقيل است بيست و سه ذراع و تا جوى ديگر كه ( در آن سمت مقابل بوده ) سى و هفت ذراع بوده است . « 1 » 330 - گفت : راويى ثقه به من خبر داده و گفت : گفته مىشود مسجدى كه در جوار آن در سمت شرقىاش بر جنازه كودكان نماز خوانده مىشود ، خيمهاى از آنِ زنى سياه پوست به نام رقيه بوده است . آن خيمه را حسن بن على در آنجا گذاشته بود تا نگهبان قبر فاطمه باشد . قبر فاطمه را جز رقيه كسى ديگر نمىدانست . « 2 » 331 - گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از حماد بن عيسى ، از جعفر بن محمد ، از پدرش نقل كرد كه گفته است : على فاطمه را شبانه در خانهء خود كه بعدها جزو مسجد شد ، به خاك سپرد . بنابراين قبر فاطمه در مسجد النبى ، در كنار درِ مسجد و روبروى سراى اسماء دختر حسين بن عبداللَّه بن عبيداللَّه بن عباس است . ابوزيد بن شبه گويد : گمان مىكنم اين حديث غلط است ؛ زيرا آنچه در تاريخ پذيرفته شده ، اين است كه در جايى ديگر است . 332 - ابوغسان ، از محمد بن اسماعيل ، از فائد ، وابستهء عبادل نقل كرد كه عبيداللَّهبن على به نقل از گذشتگان خاندان خود او را آگاهانده است كه حسن بن على فرمود : مرا در گورستان در جوار مادرم بهخاك بسپاريد . او نيز در قبرستان در جوار فاطمه بهخاك سپرده شد . مقابل دريچهاى كه از خانه نبيه بن وهب به كوچه گشوده است . اين كوچه عمومىاز ميان قبر و سراى نبيه مىگذرد و گمان مىكنم عرض آن هفت ذراع به ذراع سقايان است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١١٣
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . اين حديث نيز در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 901 ) به نقل از ابوغسان آمده است . ابن حجر در اصابه ( ج 2 ، ص 298 ) دربارهء رقيه مىنويسد : رقيه كنيز فاطمه بود . وى آن اندازه زنده ماند كه حسين بن على او را بر قبر مادر خويش فاطمه ساكن كرد ؛ چرا كه جز او كسى ديگر نمانده بود كه قبر فاطمه را بداند . ابن حجر در ادامه مىافزايد : اين سخن را كه دربارهء رقيه نقل كرده ، ابن شبه نيز در اخبار المدينه آورده است .