تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

321 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از هشام بن عروه ، از پدرش نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در روزهاى برپايى نبرد بدر عثمان بن عفان و اسامة ابن زيد را بر مراقبت از رقيه كه بيمار بود گماشت و در مدينه گذاشت . « 1 » 322 - عثمان بن عمر براى ما نقل كرد و گفت : يونس ، از زهرى برايمان حديث كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله در پى نبرد بدر براى عثمان ( بن عفان ) هم سهمى از غنايم قرار داد . راوى گويد : او در اين هنگام براى مراقبت از همسر خود رقيه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله كه به حصبه گرفتار شده بود در مدينه مانده بود . هنگامى كه نبرد بدر با پيروزى به پايان رسيد زيد بن حارثه مژده‌دهان به مدينه باز آمد ، اما عثمان را ديد كه در كنار قبر رقيه است و او را به خاك مىسپارد . « 2 » 323 - ابراهيم بن منذر براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب براى ما حديث كرد و گفت : ليث بن سعد برايمان حديث آورده كه يزيد بن ابىحبيب از كسى كه برايش روايت كرده است نقل كرده كه عبدالرحمان بن عوف كسى را نزد عثمان بن عفان فرستاد و او را نكوهش كرد و يادآور شد كه او در نبرد بدر شركت داشته ، اما عثمان در آن حضور نيافته است . عثمان در پاسخ برايش پيغام فرستاد : من هم به همان هدفى كه تو روانه شدى روانه شدم ، اما رسول خدا صلى الله عليه و آله از راه مرا برگرداند تا به خانه و نزد همسر خود دختر او كه بيمار بود برگردم . پس من كار دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله را كه بر من حق داشت عهده دار شدم تا آن كه او را به خاك سپردم . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله را كه از بدر بازمىگشت ديدم ، مرا مژده داد پيش از آن كه شما را در آن كار كه كرده‌ايد پاداشى باشد مرا در آنچه كرده‌ام پاداش است . و سهمى به مانند سهم شما از غنايم به من داد ؛ حال ، من برترم يا شما ؟ « 3 »

هامش
( 1 ) . حديث مرسل و صحيح است .
( 2 ) . حديث مرسل و صحيح است .
( 3 ) . به همين مضمون در اصابه ( ج 4 ، ص 298 ) در شرح حال رقيه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و به نقل از سراج در تاريخ خود از طريق هشام بن عروه ، از پدرش آمده است كه گفت : عثمان و اسامة بن زيد در جنگ بدر شركت نداشتند . هنگامى كه اينان در مدينه رقيه را به خاك مىسپردند عثمان صداى تكبيرى شنيد . گفت : اى اسامه ، اين چيست ؟ نگريستند و زيد بن حارثه را ديدند كه بر ناقهء دماغ بريدهء رسول خدا صلى الله عليه و آله مىآيد و مژدهء كشته شدن مشركان در بدر را مىآورد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 111 | ابن شبة النميري / صابرى