پاى قبر عثمان بن مظعون دو قطعه سنگ قرار داشت . 317 - ابوغسان مىگويد : يكى از صحابه برايم نقل خبر كرد و گفت : پيوسته مىشنيدم كه قبر عثمان بن مظعون و اسعد بن زراره در روحاء ( ميدان ميانى ) بقيع است . روحاء بخش ميانى بقيع است كه راههايى كه از وسط بقيع مىگذرد آن را در ميان گرفته است . « 1 » 318 - ابوغسان مىگويد : عبدالعزيز ، از حسن بن عماره ، از پيرى از بنى مخزوم كه او را عمر مىگفتند نقل خبر كرد كه گفته است : عثمان بن مظعون نخستين مهاجرى بود كه درگذشت . پرسيدند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، او را كجا به خاك بسپاريم ؟ فرمود : در بقيع . راوى گويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله او را به خاك سپرد و چون يكى از سنگهاى قبر اضافه ماند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله خود آن را برداشت و در سمت پايين پاى قبر نهاد . هنگامى كه مروان بن حكم حكمران مدينه شد اين سنگ را بر قبر ديد و فرمان داد آن را برداشتند و به كنارى افكندند . مروان گفت : به خدا سوگند اجازه نمىدهم بر قبر عثمانبن مظعون سنگى باشد تا بدان شناخته شود . پس بنى اميه نزد او آمدند و گفتند : بد كارى كردهاى ! به سراغ سنگى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را نهاده است رفتهاى و آن را دور افكندهاى ! بسيار كار بدى انجام دادهاى ! فرمان ده آن سنگ را برگردانند . اما مروان گفت : به خدا سوگند اكنون كه خود آن را دور افكندهام نمىتواند باز گردانده شود . « 2 » 319 - فليح بن محمد يمانى براى ما نقل كرد و گفت : حاتم بن اسماعيل براى ما حديث كرد و گفت كثير بن زيد از مطّلب برايمان نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله چون عثمان بن مظعون را به خاك سپرد مردى را كه آنجا بود فرمود : « آن قطعه سنگ را به من بده تا بر قبر برادر خويش بگذارم و بدين وسيله آن را باز شناسم و كسانى از خاندان خويش را كه به خاك مىسپارم نزديك او دفن كنم » . آن مرد برخاست ولى نتوانست آن سنگ را بياورد . مخبر مىگويد : گويا به چشم خود سفيدى بازوان رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىبينم كه آن
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٠٩
هامش
( 1 ) . اين حديث به اختصار در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 84 ) آمده است .
( 2 ) . حديث مرسل و سند آن ضعيف است . در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 85 ) و همچنين به اختصار در عمدة الأخبار ( 127 ) آمده است .