تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

293 - ابوغسان ، از راوى ثقه ، از ابن ابىدُرّه سُلمى ، از عقبة بن عبدالرحمان بن جابربن عبداللَّه و از ابن ابى عتيق و ديگر راويان بنى حرام ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرموده است : گورستانى است غربى و ميان دو سيلگاه . نور آن در روز قيامت از آسمان تا زمين مىدرخشد . « 1 » 294 - عبدالعزيز ، از ابومروان بن ابىجبر ، از عادل بن على ، از ابورافع وابستهء رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرد كه ( رسول خدا ) « 2 » به بقيع آمد و آنجا ايستاد ، دعا كرد و آمرزش طلبيد . « 3 » هودة بن خليفه براى ما نقل كرد و گفت : عوف ، از حسن حديث كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار قبور مردگان بقيع ايستاد و فرمود : « درود بر شما اى مؤمنان و مسلمانان ساكن قبرها ، كاش مىدانستيد خداوند شما را از چه چيزهايى كه پس از شما رخ خواهد داد رهايى بخشيده است ! » سپس در اصحاب خود نگريست و فرمود : اينان از شما بهترند . گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، چه چيز آنان را بر ما برترى مىبخشد ؟ ما اسلام آورده‌ايم . آن سان كه آنها اسلام آورده‌اند ، هجرت كرده‌ايم آن سان كه هجرت كرده‌اند و انفاق كرده‌ايم آن سان كه انفاق كرده‌اند ؛ پس چه چيز آنان را برترى مىدهد ؟ فرمود : اينان رفته‌اند و از پاداش اخروى خود هيچ ( در اين دنيا ) نخورده‌اند و من نيز بر ايشان گواهى مىدهم . اما شما پس از اينها پاداش خود را خورديد و نمىدانم پس از من چه خواهيد كرد » . « 4 » 295 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : مبارك براى ما حديث كرد و گفت : حسن ما را حديث آورده و گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله به بقيع غرقد آمد و ايستاد . پس فرمود :

هامش
( 1 ) . سند اين حديث ضعيف و در بردارندهء راويان مجعول است .
( 2 ) . محققان متن عربى اين كلمه را به اقتضاى سياق در متن گنجانده‌اند .
( 3 ) . سند حديث بى اعتبار است ؛ چه ، مشتمل بر عبدالعزيز بن عمران ، جاعل حديث است .
( 4 ) . حديث مرسل و ضعيف است ؛ به احاديث مرسل حسن بصرى استناد نمىشود و همه مراسيل او ، چنان كه عالمان حديث و رجال گويند ، ضعيف است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 103 | ابن شبة النميري / صابرى