تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

قبرش باشم و يا درستكار است كه دوست ندارم استخوانهاى او براى من برانگيخته شود . 299 - واقدى نقل كرد و گفت : عبدالملك بن محمد ، از عمارة بن غزيه ، از محمدبن عبدالرحمان بن سعد بن زراره نقل كرد كه نخستين مردهء انصار در مدينه ابوامامه اسعد بن زراره بود كه در بقيع به خاك سپرده شد ؛ پيش از آن بر مردگان نماز خوانده مىشد . 300 - سُوَيد بن شعبه براى ما نقل كرد و گفت : ابن ابىرجال ، از عمارة بن غزيه ، از عبدالرحمان بن ابىسعيد نقل كرد كه گفت : پدرم گفت : فرزندم ! من پير شده‌ام و همسالانم رفته‌اند و مرگ به من نزديك شده است . سپس بر من تكيه زد و به بقيع رفت ، جايى از بقيع كه در آن مرده‌اى به خاك سپرده نمىشد . پس گفت : چون مُردم مرا در اينجا به خاك بسپار و مرا از كوچه‌اى دور و خلوت به گورستان ببر . نه بر قبر من خيمه برپا كنيد ، نه در پىام آتشى بفرستيد و نه كسى بر من گريه و شيون كند . جنازه‌ام را آرام و آهسته ببريد و به سبب من كسى را ميازاريد . راوى گويد : ( پس از آن كه در گذشت ) مردم از من پرسيدند : جنازه چه هنگام بيرون مىآيد ؟ من به واسطهء آنچه او به من گفته بود دوست نداشتم به مردم در اين باره خبر دهم . پس او را در ميانهء روز به سمت گورستان بردم و چون به بقيع رسيدم ديدم مالامال از مردم است . 301 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن نافع ، از ابوعباده شعيب ، از ابوكعب قرَطى نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس در اين گورستان ما به خاك سپرده شود براى او شفاعت كنيم - يا شهادت دهيم » « 1 » 302 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن محمد ، از ابونَمِر شريك بن عبداللَّه ، از عطاء بن يسار نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله به بقيع آمد و ( خطاب به مردگان ) فرمود : « سلام بر شما اى كسانى كه مهلت يافته‌ايد . آنچه به ما و شما وعده داده شده بود فرا رسيد . خداوندا ! اهل بقيع غرقد را بيامرز ! » « 2 »

هامش
( 1 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 2 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است به شريك بن عبداللَّه ، و البته او چنان كه ابن حجر در تقريب گفته ، راويى صدوق است .