تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
را در اين‌باره حقى نباشد : از جمله آن‌كه آنچه را براى خود دوست دارى براى او دوست داشته باشى و آنچه براى خود ناخوشايند مىدانى براى او نيز ناخوشايند بشمارى ؛ دوم آن‌كه با جان ، مال ، زبان و دست و پايت او را يارى رسانى ؛ سوم آن‌كه خشنودى او بجويى ، از خشمش دورى گزينى و از او فرمان برى ؛ چهارم آن‌كه چشم ، راهنما و آينهء او باشى ؛ پنجم آن‌كه سير نباشى و او گرسنگى بيند ، سيراب نباشى و او تشنگى كشد ، جامه‌دار نباشى و او برهنه ماند . ششم آن‌كه اگر تو خدمتگزار يا همسرى دارى كه عهده‌دارت شود ، ولى او را همسرى نباشد كه عهده‌دارش شود خدمتگزار خويش بفرستى تا جامهء او بشويد ، برايش غذا فراهم سازد و بسترش را آماده كند ؛ هفتم نيز آن‌كه نيكى او بپذيرى ، دعوت او پاسخ گويى ، در بيمارىاش او را عيادت كنى ، در تشييع پيكرش حضور يا بى ، اگر او را نيازى باشد به برآوردنش بشتابى و او را به رنج مطالبهء آن نيفكنى . اگر چنين كردى رشتهء ولايت تو به ولايت او در پيوسته است . « 1 » * از ابراهيم بن عمر يمانى ، از عبد الاعلى وابستهء خاندان سام ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده و گفته است : شنيدم كه امام عليه السّلام به خيثمه مىفرمود : اى خيثمه ، به دوستداران ما سلام برسان و آنان را به پروا داشتن از خداوند بزرگ و نيز بدان سفارش كن كه ثروتمند آن‌ها به تهيدستشان و قوىتر آنان به ضعيف‌ترشان عنايت كند ، زندگانشان به تشييع جنازهء مردگان روند و در خانه‌هاى خود همديگر را ديدار كنند ؛ چرا كه ديدار آنان زنده ساختن مكتب ماست . سپس دست خود را بلند كرد و فرمود : خداوند رحمت كند كسى را كه مكتب ما را زنده بدارد . « 2 » * از او ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از عبد الملك روايت شده كه گفته است : در اين‌باره از
هامش
( 1 ) . صدوق در خصال ( ابواب سبعه ) ، كلينى در كافى ( ج 2 ، ص 169 ) و شيخ طوسى در امالى اين حديث را روايت كرده و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 16 ، ص 61 ) آن را آورده است - ح . ( 2 ) . مؤلف در اواخر كتاب الفصول المختاره اين روايت را به نقل از العيون و المحاسن به صورت مسند روايت كرده و كلينى در كافى ( ج 2 ، ص 175 ) و همچنين شيخ طوسى در مجالس ( ص 84 ) آن را نقل كرده‌اند - ح .