تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
پس نيز ده حسنه بر آن بيفزايد و در ده حاجت شفيع او شود . مؤمنى نيست كه در غياب برادر خود برايش دعا كند مگر آن‌كه خداوند فرشته‌اى بگمارد تا بگويد : و براى تو نيز همانند آن مقدّر باد . مؤمنى نيست كه اندوهى از برادر خويش بزدايد مگر آن‌كه خداوند اندوهى از اندوه‌هاى آخرت را از او بر طرف سازد . مؤمنى نيست كه مؤمنى ستمديده را يارى رساند مگر آن‌كه برايش پاداشى برتر از روزهء يك ماه و اعتكاف در مسجدالحرام باشد . مؤمنى نيست كه بتواند برادر مؤمن خود را يارى دهد و چنين كند ، مگر آن‌كه خداوند او را در دنيا و آخرت يارى دهد . [ فرمود : ] مؤمنى نيست كه بتواند برادر مؤمن خود را يارى دهد و او را واگذارد مگر آن‌كه خداوند او را در دنيا و آخرت واگذارد . « 1 » * فرمود : مسلمان برادر مسلمان است و حق مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه تا برادرش گرسنه است سير نشود ، تا برادرش تشنه است ، سيراب نگردد و تا برادرش برهنه است ، جامه بر تن نكند . حق مسلمان بر برادر مسلمان چقدر سنگين است ! * فرمود : براى برادر مسلمانت آن چيزى را دوست بدار كه براى خود دوست مىدارى . اگر نيازت افتاد از او بخواه و اگر او از تو خواست به او بده . مباد تو از نيكىكردن به او خسته شوى يا او از نيكىكردن به تو خسته شود . پشتيبانش باش كه او نيز پشتيبان تو است . اگر غايب باشد او را در غيبتش پاس بدار و چون حاضر باشد ديدارش كن و بزرگ و گرامىاش دار كه او از تو است و تو از اويى . اگر او را از تو گلايه‌اى باشد از او جدا مشو تا از او عذر بخواهى و رنجيدگى از خاطرش بزدايى . اگر مالى به او رسد خداى را سپاس گوى و اگر گرفتارىاى دامنگيرش شود او را يارى رسان ، برايش چاره‌جويى كن و او را مدد ده . اگر مردى به برادر خويش اف گويد رشتهء ولايتى كه ميان آن‌هاست بگسلد . اگر بگويد : تو دشمن منى يكى از آن‌ها كافر است . اگر هم بر او تهمتى بندد ايمان در دلش ، چونان نمك در آب ، ذوب شود . گويد : به من رسيد كه او چنين فرمود [ و افزود : ] به خداوند سوگند ، نور مؤمن براى آسمانيان مىدرخشد ، آن‌سان كه ستارگان آسمان براى زمينيان مىدرخشند . فرمود : مؤمن ولىّ خداوند است . او را يارى مىرساند ، كمك مىدهد و براى او كار مىكند .
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 16 ، ص 88 ) اين حديث را از كتاب حاضر نقل كرده است - ح .