بر او جز به حق نمىگويد و از جز او بيم نمىبرد . « 1 »
* از ابو حمزه ثمالى روايت شده كه گفته است : هركس مؤمن گرسنهاى را خوراك دهد خداوند از ميوههاى بهشت به او بخوراند ؛ هركس مؤمنى را به هنگام تشنگى سيراب سازد خداوند او را از « رحيق مختوم » « 2 » بنوشاند ؛ هركس مؤمنى را جامه پوشاند خداوند از « ثياب خضر » « 3 » بر او پوشش دهد و در حديث ديگرى است كه فرمود : تا هرگاه كه پارهاى از آن جامه بر تن آن مؤمن است اين مؤمن در پناه خداوند باشد . « 4 »
* فرمود : چون دو مؤمن به يكديگر رسند و با همديگر دست دهند تا آن زمان كه از يكديگر جدا شوند خداوند به وجه خويش به آنان روى كند و گناه از چهرهء آنان فروريزد .
به ما رسيده است كه فرمود : به خدا سوگند ، خداوند به هيچچيز برتر از گزاردن حق مؤمن پرستش نشده است .
* فرمود : به خدا سوگند ، مؤمن را به راستى حقى گرانتر از كعبه است .
* فرمود : دعاى مؤمن براى مؤمن بلا را از او دور مىكند و باران روزى را بر او فرومىفرستد . « 5 »
* از عبد الاعلى ، از معلى بن خنيس روايت شده كه گفته است : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم و گفتم : حق مؤمن بر مؤمن چيست ؟
فرمود : من بر تو نگرانم و بيم آن دارم كه بدانى و عمل نكنى و تباه سازى و پاس ندارى .
راوى گويد : گفتم : لا حول و لا قوة الا بالله ! فرمود : مؤمن را بر مؤمن هفت حق لازم است و هيچيك از اين حقوق نيست مگر آنكه در برابرش حقى ديگر بر آن برادر ديگر است . هر كس يكى از اين حقوق را تباه سازد از ولايت خدا بيرون رود ، طاعت او وانهد و در قيامت او
هامش
( 1 ) . كلينى در كافى ( ج 2 ، ص 170 ) اين حديث را نقل كرده و بنابر آنچه مجلسى در بحار الانوار ( ج 16 ، باب « حقوق الاخوان » ، ص 67 و نيز در ج 15 ، ص 119 ، باب « فضائل الشيعه » ) آورده شيخ صدوق و نيز شيخ طوسى در امالى خود اين حديث را روايت كردهاند - ح .
( 2 ) . اشاره به آيه 25 سورهء مطففين - م .
( 3 ) . اشاره به آيه 21 سورهء انسان :ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ- م .
( 4 ) . كلينى در كافى ( ج 2 ، ص 201 و 205 ) حديث را به اين سند روايت كرده است : « عن على بن ابراهيم ، عن ابيه ، عن حماد ، عن ابراهيم بن عمر ، عن ابى حمزه ، عن على بن الحسين عليه السّلام » - ح .
( 5 ) . اين روايتها را كلينى در كافى ( ج 2 ، ص 179 ، 170 و 507 ) از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است - ح .