پسرم ، هركس با همدم بد دوستى كند سالم نماند و هركس به گذرهاى بد درآيد متهم شود .
پسرم ، هركس زبان خويش را باز ندارد پشيمان شود .
پسرم ، نيكوكار را به نيكىاش پاداش ده . اما بدكار را همان بدىهاى خودش بس است . اگر بكوشى تا بيش از آنچه او خود بر سر خويش آورده است بر سرش بياورى ، نخواهى توانست .
پسرم ، كيست كه خدا را پرستيده و خدا او را وانهاده باشد و كيست كه او را جسته ولى نيافته باشد .
پسرم ، كيست كه او را ياد كرده ، ولى او وى را ياد نكرده باشد ، كيست كه بر خدا توكل كرده ولى خدا او را به خود واگذاشته باشد و كيست كه به درگاه خداى عز و جل ناليده و خدا بر او رحم نياورده باشد .
پسرم ، با بزرگان رايزنى كن و از رايزنى با كوچكتران شرم مدار .
پسرم ، از همدمى با فاسقان بپرهيز ؛ چه ، آنان سگان را مىمانند . اگر نزد تو چيزى بيابند بخورند و اگر نه تو را نكوهند و رسوا كنند . دوستى آنان ميان خودشان نيز يك لحظه است .
پسرم ، دشمنى با مؤمنان از دوستى با فاسق بهتر است .
پسرم ، به مؤمن ستم توانى كرد ، ولى او به تو ستم نكند . تو به او عتاب مىكنى ولى او از تو خرسند است . اما فاسق خداى را رعايت نمىكند تا چه رسد كه تو را رعايت كند .
پسرم ، دوستان خويش فراوان كن و از دشمنان ايمن مباش ؛ چه ، كينه در دلهاى آنان آبى در زير خاكستر را ماند .
پسرم ، پيش از سخن گفتن با سلام و دست دادن آغاز كن .
پسرم ، نه با مردم چانهزنى كن تا تو را دشمن دارند ، نه بس نرم باش تا تو را خوار دارند ، نه شيرين باش تا تو را بخورند ، نه تلخ باش تا تو را بيرون افكنند . و روايت شده است كه نه شيرين باش كه تو را ببلعند - و نه تلخ باش تا تو را دور اندازند .
پسرم ، در علم خدا نزاع بياور ؛ كه علم خدا نه درك شود و نه در شماره آيد .
پسرم ، از خداى به سان كسانى بترس كه از رحمت او نوميد نيستند و به او به سان كسانى اميد دار كه از مكر او ايمن نيستند .
پسرم ، نفس را از هوسهايش باز بدار ، چرا كه اگر نفس را از هوسهايش بازندارى به
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٦٥