تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
سان به پنج جهان وارد شديم . راوى گويد : اين ملكوت زمين است كه ابراهيم عليه السّلام هم نديد . ابراهيم عليه السّلام تنها ملكوت آسمان‌ها ديد كه دوازده جهان است ، هرجهانى به هيئتى چونان كه ديدى . هرگاه امامى از ما درگذرد در يكى از اين جهان‌ها سكونت گزيند تا آخرينشان قائم در جهان ما كه در آن سكونت داريم جاى گيرد . امام آن‌گاه فرمود : چشمان خويش را ببند . سپس دست مرا گرفت و ناگاه ديدم در همان اتاقى هستم كه از آن بيرون رفتيم . امام عليه السّلام جامه‌اى را هم كه بر تن داشت از تن درآورد و همان جامهء پيشين بر تن كرد و به مجلس خويش بازگشتيم . پس از امام عليه السّلام پرسيدم : فدايت شوم ، چقدر از روز گذشته است ؟ فرمود : سه ساعت . « 1 » * احمد بن حسين بن سعيد ، از پدر خويش ، از محمد بن سنان ، از حماد بن عثمان ، از معلى بن خنيس روايت كرده كه گفته است : براى كارى نزد امام صادق عليه السّلام بودم . به من فرمود : چه شده است ؟ تو را اندوهگين و افسرده مىبينم ؟ گفتم : آنچه دربارهء عراق به من رسيده و جريانى كه آن‌جا هست نگرانم كرده و نيز ياد زن و فرزندانم كرده‌ام . فرمود : آيا شادمان مىشوى كه آن‌ها را ببينى ؟ گفتم : به خدا سوگند دوست دارم . فرمود : صورت خود را برگردان . من صورت خود برگرداندم . سپس فرمود : بدين سو روى كن . من نگريستم و ناگاه ديدم خانه‌ام در برابر ديدگانم قرار دارد . به من فرمود : به سراى خود وارد شو . وارد شدم و ديدم همهء كودكانم از بزرگ و كوچك در خانه‌اند و سرايم با هرچه داشته‌ام ، بر
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 435 ؛ مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 101 و 102 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 280 و 281 ، ج 47 ، ص 90 و 91 و ج 54 ، ص 327 و 328 ؛ نور الثقلين ، ج 1 ، ص 731 و 732 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 442 | الشيخ المفيد / صابرى