ايشان رسيد ، سلام كرد و امام نيز او را پاسخ گفت . سپس امام عليه السّلام از او پرسيد : آيا در ميان شما عالمان هستند ؟
گفت : آرى .
فرمود : علم عالمتان به كجا مىرسد ؟
گفت : پرنده مىپراند ( و بدان تفأل مىزند ) ، نشانها را پى مىگيرد و در يك لحظه ، مسير يك ماه راه پيمودن يك راكب تندرو را طى مىكند .
امام صادق عليه السّلام فرمود : اما عالم مدينه از عالم شما آگاهتر است .
پرسيد : علم عالم مدينه به كجا مىرسد ؟
فرمود : بدان جا مىرسد كه نه پرنده مىپراند ، و نه نشانى را پى مىگيرد ، اما در يك لحظه مسير خورشيد را مىداند و در يك لحظه دوازده برج ، دوازده بيابان ، دوازده دريا و دوازده جهان را مىپيمايد .
مرد يمانى گفت : فدايت شوم ! گمان نمىكنم كسى اين را بداند و من نيز نمىدانم اينها چيست .
پس بيرون رفت . « 1 »
* محمد بن عبد اللّه رازى جامورانى ، از اسماعيل بن موسى ، از پدرش ، از جدش ، از عبد الصمد بن على روايت كرده كه گفته است : مردى به حضور على بن حسين عليه السّلام رسيد . على ابن حسين عليه السّلام از او پرسيد : كيستى ؟
گفت : مردى منجم ، قائف « 2 » و عراف « 3 » .
امام عليه السّلام به او نگريست و فرمود : آيا تو را به كسى راه بنمايم كه از آن لحظه كه تو آمدى بىآنكه از جاى خود برخاسته باشد از چهارده جهان كه هركدام سه برابر از دنياى ما
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : الاحتجاج ، ج 2 ، ص 102 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 85 و 86 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 113 و ج 27 ، ص 46 - م .
( 2 ) . قائف كسى كه جاى پاى و چهره را مىشناسد و مىتواند صحت نسب را تشخيص دهد . بنگريد به : مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 560 - م .
( 3 ) . عراف را بر كاهن ، منجم و كسى كه دعوى غيب دارد اطلاق كردهاند . برخى نيز عراف را نوعى كاهن دانستهاند كه به دلالت سخن ، كار يا حالتى ، چيزهاى دزديده شده را پيدا مىكند . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 55 ، ص 227 - م .