تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
كار پسنديده يا سازشى ميان مردم فرمان دهد » « 1 » . سپاس خدايى را كه به واسطهء من ميان يك زن و همسرش آشتى آورد . خداوند مىفرمايد :
لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً
« 2 » . مردانگى ، پاكى شكم و شرمگاه و نيز پروراندن اموال : آيا ديده‌ايد كسى كه به كلنگ بر سنگ كوه زند و از آن چشمه‌هايى به سان گردن شتران بيرون زند و هرگاه چشمه‌اى بيرون زند گويد : وارثان را مژده باد و سرانجام چون چشمه جارى شود همه را صدقه‌اى قطعى تا زمانى كه خدا خود وارث زمين و زمينيان شود قرار دهد تا بدين نيت آتش از چهرهء خود دور سازد و چهرهء خويش از آتش برگرداند . در اين وقف هيچ‌يك از مردمان حق نداشته باشند شاخهء خرمايى بردارند ، مگر زمانىكه آب همهء زمين‌هايى را كه مىتواند بر آن‌ها سوار شود سيراب كند . ابن دأب گويد : على عليه السّلام يك شتر بار مشتمل بر سيصد هزار هستهء خرما بر شتر مىنهاد و چون از او مىپرسيدند : اين چيست ، پاسخ مىداد : به خواست خداوند سيصد هزار درخت خرما . پس هسته‌ها را در زمين مىنشاند و حتى يك هسته از آنچه كاشته بود تباه نمىشد . ينبع و شگفتىهايش از اين قبيل است . خوددارى از اظهار سستى و ضعف : او درحالى از احد بازگشت كه هشتاد زخم داشت و فتيله‌ها از يك‌جا [ به درون زخم ] وارد مىشد و از جايى ديگر بيرون مىآمد . زمانىكه گوشتى افتاده بر سفره را مىمانست پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عيادت او آمد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون او را اين گونه ديد گريست . پس فرمود : مردى كه در راه خدا چنين آسيب‌ها به او رسد بر خدا لازم آيد كه به او نيكى كند و نيكى كند . على عليه السّلام نيز گريان شد و در پاسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : پدر و مادرم به فدايت باد . سپاس خدايى را كه نديد از تو پشت كنم يا از تو بگريزم . پدر و مادرم به فدايت ! چگونه از شهادت محروم ماندم ؟
هامش
( 1 ) . نساء / 114 . ( 2 ) . نساء / 114 : در بسيارى از رازگويىهاى ايشان خيرى نيست ، مگر كسى كه بدين وسيله به صدقه يا كار پسنديده يا سازشى ميان مردم فرمان دهد . و هركس كه براى طلب خشنودى خدا چنين كند به زودى او را پاداش بزرگى خواهيم داد .