تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
افكند . وى تازيانه را برگرفت و بر او نواخت . آن‌گاه فرمود : اين نه از آن روى است كه با من چنين كردى ، بلكه ممكن است كسى از من ضعيف‌تر بدين‌جا آيد و با او چنين كارى كنى و ضامن خسارت‌ها شوى . راوى گويد : روزى براى فرار از باران در زير سقف دكانى پناه گرفت . اما صاحب آن‌جا او را كنار زد . اجراى حدود هرچند به زيان خويش و فرزندان خويش : ديگر مردمان از اجراى حدود بر شمارى از ناموران و نخبگان خوددارى ورزيدند ، اما او به اجراى حدود بر آن‌ها دست يازيد . آيا كسى شنيده است كه كسى جز على عليه السّلام بر فردى از ناموران و نخبگان حد اجرا كرده باشد ؟ عبيد اللّه پسر عمر بن خطاب ، قدامة بن مظعون و وليد بن عقبة بن ابى معيط از اين قبيلند كه شراب خوردند ، و ديگر مردمان از اجراى حد بر آن‌ها خوددارى كردند . اما او از بيم اين‌كه حدود الهى متوقف شود به دست خويش بر آنان حد اجرا كرد . خوددارى از پوشيده داشتن خطاى دختر خويش : يكى از اميران به ام كلثوم دختر آن حضرت عنبر و شاهبويى هديه كرد . امام عليه السّلام بر فراز منبر رفت و فرمود : اى مردم ، ام كلثوم دخت على در يك عنبر به شما خيانت كرده است . به خدا سوگند ، اگر آن را سرقت كرده بود از همان موضع كه دست ديگر زنان مىبرم از او نيز مىبريدم . اما قرآن و آنچه از جنگ‌هاى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن است و قرآن به سخن گفتن از آن‌ها و نيز فضايل على عليه السّلام در اين جنگ‌ها نازل شده و همچنين آنچه مردمان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكنند كه چگونه از منقبت‌هاى بيرون از شمار او سخن به ميان آورد ، خود گواهى ديگر بر برترى او است . همه بر اين اجماع دارند كه او هيچ‌گاه به پيامبر پاسخ منفى نداد ، از هيچ اعزامى كه از سوى پيامبر بدان مأموريت مىيافت سر باز نزد ، در همهء سفرها او را خدمت گزارد ، مشك‌هاى او پر آب كرد ، خيمهء او برپا داشت و با شمشير بر بالاى سر او ايستاد تا خود او را به نشستن يا رفتن فرمان دهد . يك بار كه براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آبى كدر آورده بودند ، وى چند تن را روانه ساخت تا براى او آبى گوارا از جحفه آورند . اما آنان بىآن‌كه چيزى به همراه آورند بازگشتند . پس على عليه السّلام مشك را برداشت و براى او آبى بس زلال آورد و روح‌هايى چند نيز از او استقبال كردند .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 207 | الشيخ المفيد / صابرى