ترسويى افتد . « 1 »
آنگاه سر و دست خويش به آسمان بلند كرد و سه بار گفت : خداوندا ، تو خود گواه باش ! آنكه هشدار داد بهانه تمام كرد . بر تو تكيه است و شكايت نيز بر آستان تو و همه اميد و اعتماد به تو . با نام تو دست بر سينهء آنان مىكوبيم . آن مردم جز فرورفتن به باطل را برنتافتند و خداوند نيز جز حق را برنتافته است .
سپس به ياران خود اشاره كرد و فرمود : براى پيكار آماده شويد ؛ به اذن خدا بر آنان پيروز خواهيد شد . سپس آيات آخر سوره آل عمران را خواند . « 2 »
[ طلب عبد المطلب ]
* محمد بن على برايمان نقل كرده و گفته است : محمد بن حسن ما را حديث آورده و گفته است : عبد الرحمن برادرزاده اصمعى از عموى خود اصمعى برايمان نقل كرده كه گفته است :
يكى از ياران ما ، از عبد الرحمن بن خالد بن ابى الحسن جمهور وابستهء منصور برايم نقل كرده و گفته است : يكى از زادگان سليمان بن على نوشتهاى به خط عبد المطلب آشكار ساخت و ديديم كه به خط زنان « 3 » شباهت دارد و در آن چنين آمده است :
به نام تو اى خدا ، ياد سپارى حق عبد المطلب بن هاشم از مردمان مكه بر فلان بن فلان حميرى از مردمان زول صنعا از او هزار درهم نقرهء سرهء پاك به ضرب جديد طلبكار است و هرگاه آن را بخواهد بايد او را پاسخ دهد . خداوند بر اين سند گواه است و نيز آن دو فرشته . « 4 »
[ مويز ]
* ابو الحسن على بن زنجويه دينورى برايمان نقل كرده و گفته است : ابو عثمان سعيد بن زياد در روستاى رام برايمان نقل كرده و گفته است : پدرم زياد بن قيد ، از پدرش قيد بن زياد ، از جد خود زياد بن ابى هند از ابو هند دارى برايم نقل كرده كه گفته است : سينىاى سرپوشيده به
هامش
( 1 ) .اذا الخيل جالت فى الفتى و تكشفت * عوابس لا يسألن غير طعان
فكرت جميعا ثم فرق بينها * سقى رمحه منها بأحمر قان
فتى لا يلاقى القرن الا بصدره * اذا ارعشت احشاء كل جبان( 2 ) . روايت را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 33 ، ص 401 - 404 ؛ نهج السعاده ، ج 2 ، ص 380 - 383 - م .
( 3 ) . در برخى از نسخهها خط كودكان آمده است - ح .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 15 ، ص 160 - م .