و لاشخوران بر سفرهء شكم تو برهم مىپرند . نه كسى به فريادتان پاسخى مىدهد و نه به سخنتان گوش مىسپارد و اين وضع را كسى بر شما روا مىدارد كه امام هدايت است .
راسبى در پاسخ گفت :
چون رو در روى هم قرار گيريم آن شيرمرد خواهد دانست كه اين آسيا به زيان او مىچرخد يا به زيان ما . « 1 »
به مهتر خويش برسان كه ما از او دست نمىداريم مگر آنكه در پيشگاه خداوند به كفر خود اقرار آورد يا از گناه خويش توبه جويد كه خداوند توبهپذير ، سخت كيفر و نيز آمرزندهء گناه است . اگر چنين كند جان فدا كنيم .
صعصعه در پاسخ گفت : چون صبح بدمد شبروان را خواهند ستود .
آنگاه نزد على عليه السّلام بازگشت و آنچه را ميان او و آن طايفه گذشته بود بديشان بازگفت .
امام على عليه السّلام براى او اين تمثيل را خواند :
فرستادگان من قصد باز ايستادن داشتند . پس با يكديگر به نوبت ايستادند و دستبهدست دادند . سپس هريك به طور برابر برايم سهمى گذاشتند . « 2 »
اى پسر صوحان ، واى بر تيرهبختان ! مگر نه آنكه در حضور ايشان حكومت به من سپرده شده و من مهتر ايشان بودهام كه نه دروغ گفتهام و نه دروغگو دانسته شدهام ؟ آنان را روزى است كه در آن آسياى خشم مؤمنان بر مارقان بچرخد ! واى بر آنان كه مرگ را ديدار كنند ! چقدر از بخشايش خداوند دورند !
سپس فرمود :
آنگاه كه اسبان بر گرد آن جوانمرد بتازند و چهرههاى خشمآلودى آشكار سازند كه جز به ضربه وارد آوردن خرسند نيست .
و آنگاه كه همه يورش آورند و آنان را از هم بپراكنند ، او نيزهء خويش را به خون سرخ سيراب كند .
آن جوانمرد كه جز به سينهء بستر خود به هماورد همتايان نرود ، آنگاه كه لرزه بر اندام هر
هامش
( 1 ) .سيعلم الليث اذا التقينا * دور الرحى عليه او علينا .( 2 ) .اراد رسولاى الوقوف فراوحا * يدا بيد ثم اسهما لى على السواء