تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
پرسيدم : از كجا مرا شناخته‌اى ؟ گفت : در خواب كسى به سراغم آمد و مرا گفت : به ديدار على ابن حمزه برو و دربارهء همهء آنچه بدان نياز دارى از او بپرس . پس من نشان تو پرسيدم و مرا به تو راه نمودند . به او گفتم : در اين‌جا بنشين تا طواف خويش به پايان برم و به خواست خدا نزد تو آيم . پس طواف كردم و آن‌گاه نزد او بازگشتم و با مردى كامل و خردمند سخن گفتم . سپس او از من خواست وى را نزد ابو الحسن رضا عليه السّلام ببرم . من دست او گرفتم و او را نزد امام رضا عليه السّلام بردم . امام عليه السّلام چون او را ديد فرمود : اى يعقوب ! گفت : لبيك . فرمود : تو ديروز آمده‌اى . اما در فلان جا ميان تو و برادرت اسحاق مشكلى پيش‌آمده است و همديگر را دشنام گفته‌ايد ، در حالىكه اين كار نه در آيين من است ، نه در آيين پدران من و نه كسى از مردم بدان فرا مىخواند . از خداى يگانه‌اى كه او را نيازى نيست پروا كنيد كه شما همه به مرگ از يكديگر جدا خواهيد شد . برادر تو نيز در راه بازگشت از سفر خود و پيش از آن‌كه به كسان و خاندان خويش برسد خواهد مرد و تو بر آنچه كرده‌اى پشيمان خواهى شد ؛ چه ، شما از همديگر بريده‌ايد و عمرتان بدين سبب كوتاه شده است . آن مرد پرسيد : اجل من كى خواهد بود ؟ امام فرمود : اجل تو فرا رسيده بود تا اين‌كه با عموى خويش رفتارى كردى كه پاداشت پيوند خونى است و خداوند نيز اجل تو را بيست سال به تأخير افكند . راوى گويد : پس از چندى براى آن مرد خبر آوردند كه برادرش به خانه نرسيده و در راه به خاك سپرده شده است . « 1 »

[ تنبور يا عود ؟ ]

* مؤلف گويد : روزى ابو حنيفه از امام كاظم عليه السّلام پرسيد : مرا بياگاهان كه كدام يك از اين‌ها نزد پدرت دوست‌داشتنىتر بوده است : تنبور يا عود ؟ فرمود : عود . زمانى از امام عليه السّلام در اين‌باره پرسيدند . امام عليه السّلام فرمود : عود « 2 » بخور را دوست داشت و از تنبور نفرت داشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . متن را بنگريد در : دلائل الامامه ، ص 334 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 242 - م . ( 2 ) . در اين گفت‌وگو عود به دو معنى به كار رفته است : يكى به معنى بربط كه نوعى ساز است و ديگرى به معناى نوعى چوب كه بسوزانند تا از آن بويى خوش برخيزد - م . ( 3 ) . متن را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 48 ، ص 179 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 426 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 6 ، ص 577 - م .