تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
امير مؤمنان عليه السّلام به او مىفرمود : تو رشيد بلايايى ، تو به اين كيفيت كشته مىشوى - و همان شد كه امير مؤمنان عليه السّلام فرموده بود . « 1 » * از همو ، از محمّد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عثمان بن عيسى ، از ابو جارود نقل شده كه گفته است : از قنوا دختر رشيد هجرى شنيدم كه مىگفت : پدرم مىگفت : دخترم ، سخن را به فروپوشاندن در دل بميران و دل را جايگاه امانت قرار ده . « 2 » * در روايتى ديگر از قنوا دختر رشيد هجرى رسيده كه گفته است : به پدرم گفتم : چقدر در اعمال دينى سختكوشى ! گفت : دخترم ، پس از ما طايفه‌اى آيند كه بصيرت آنان در دين خويش از تلاش ما در اعمال دينى برتر باشد . « 3 » * جعفر بن حسين ، از محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن حسين بن ابى الخطاب ، از حسن [ بن ] محبوب ، از عبد الكريم نقل كرده كه رشتهء سخن را مرفوعا به رشيد هجرى رسانده و گفته است : چون عبيد اللّه بن زياد رشيد هجرى را طلبيد او پنهان شد . در اين ميان ، روزى رشيد به سوى ابو اراكه ، كه در ميان گروهى از دوستان بر در سراى خويش نشسته بود آمد و به درون سراى ابو اراكه رفت . ابو اراكه از اين امر پريشان شد و ترسيد . پس برخاست و در پى او به درون سراى آمد و گفت : اى واى ! مرا كشتى و كودكانم را به يتيمى نشاندى و تباه كردى ! رشيد گفت : چه شده است ؟ گفت : تو تعقيب شده هستى و اينك به سراى من آمده‌اى ، در حالى كه كسانىكه نزد من بودند تو را نيز ديده‌اند . رشيد گفت : هيچ كس مرا نديده است و تو خود اين را به تجربه درخواهى يافت . پس ابو اراكه او را گرفت ، شانه‌هايش را بست و وى را به درون اتاقى برد و در بر رويش بست . سپس نزد دوستان خويش بازگشت و به آنان گفت : چنين به خيالم رسيد كه دمى پيش پيرمردى به درون سرايم رفت . گفتند : ولى ما هيچ‌كس را نديديم . او اين سخن با آنان تكرار كرد ، اما هربار گفتند : ما هيچ‌كس را نديديم . پس سكوت گزيد .
هامش
( 1 ) . روايت را عينا يا با تفاوت‌هايى اندك بنگريد در : الهداية الكبرى ، ص 132 ؛ مدينة المعاجز ، ج 2 ، ص 165 ؛ بحار الانوار ، ج 42 ، ص 136 و 137 - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 42 ، ص 139 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 42 ، ص 123 ، ج 52 ، ص 130 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 4 ، ص 140 - م .