تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

مقدمه

اصول فقه چيست ؟

الف ) تعريف آن

اصول فقه عبارت است از قواعدى كه براى استنباط احكام شرعى فرعى از ادلهء آنها ، فراهم شده است . پس « قواعد » در اين تعريف ، جنس عامّى است كه هر قاعده‌اى را شامل مىشود و بنابراين اصول فقه به معناى قواعد فقه « 1 » است و عبارت « ممهدة لاستنباط الاحكام » ، قاعده را منحصر به قواعد علم فقه مىكند و قواعد علم صرف و نحو عربى و قواعد منطق - مثلا - از اين تعريف خارج مىشوند ، چرا كه اين قواعد گرچه در استنباط مفيدند ولى براى استنباط فقهى فراهم نشده‌اند . و قيد « الشرعيّة » احكام عقلى و دستورى و امثال اين‌ها را كه احكام شرعيه محسوب نمىشوند ، از تعريف بيرون مىكند . و قيد « الفرعيّة » احكام اصول دين را كه با عقل دريافت مىشوند ، از تعريف اصول فقه خارج مىكند .
هامش
( 1 ) . « قواعد فقه » به صورت مضاف و مضاف اليه غير از « قواعد فقهى » به صورت صفت و موصوف است . فرق بين قاعدهء اصولى و قاعدهء فقهى متعدد است . اما دو فرق عمده اين است كه اولا : قاعدهء اصولى در همهء ابواب فقه ، شمول دارد ولى قاعدهء فقهى از چنين شمولى برخوردار نيست . و ثانيا : اجراى قاعدهء اصولى كار مجتهد است ، امّا قاعدهء فقهى را هم مجتهد و هم مقلّد مىتوانند اجرا كنند . نمونهء قاعدهء فقهى قاعدهء فراغ و قاعدهء يد و قاعدهء تجاوز و . . . مىباشد و نمونهء قاعدهء اصولى اصل تخيير ، اصل احتياط ، اصالت اطلاق و اصالت عموم و . . . است ( غ ) .