خاتمه اصطلاحات بعضى الفاظ
1 - « مبيّن » : « آن است كه در معنايش ظاهر و آشكار باشد » مانند قول خداوند : « از ميان خودتان دو نفر را كه داراى ملكهء عدالت هستند ، شاهد بگيريد » « 1 » در اينجا صيغهء « اشهدوا » ظهور در وجوب اشهاد دارد . و گفته شده كه مبيّن : آن لفظى است كه در معناى خودش صريح باشد .
2 - « مجمل » : « لفظى است كه ظهورى در معنايش ندارد » مثل قول خداى متعالى :
« زنان مطلّقه بايد سه قرء ، به حسب وضع خود ، منتظر بمانند » « 2 » . اين اجمال به خاطر اين است كه معناى « قرء » ممكن است طهر ( پاكى ) باشد و ممكن است حيض باشد .
چرا كه لفظ قرء بين اين دو ، مشترك لفظى است .
3 - « نصّ » : « لفظى است كه جز يك معنا براى آن محتمل نيست » مثل قول خداوند كه مىفرمايد : « خداوند در مورد فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه سهم ارث براى يك پسر ، به اندازهء سهم دو دختر است » « 3 » . اين آيه دلالت مىكند كه نصيب مذكر از ارث ، دو برابر نصيب مؤنث است و اين دلالت چنان واضح است كه هيچ وجه ديگرى در آن محتمل نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء طلاق ، آيهء 2 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 228 .
( 3 ) . سورهء نساء ، آيهء 11 .