تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

- 3 - مقدمهء واجب

تعريف آن

« مقدمهء واجب آن چيزى است كه واجب جز با آن ، تمام نمىشود » . و اصوليون در وجوب مقدمهء واجب ، اختلاف نظر دارند و نيز در تحرير مطلب نيز با يكديگر اختلافاتى دارند . امّا از اكثر علما ، قول به وجوب مقدمهء واجب به نحو مطلق نقل شده است . و از عده‌اى نقل شده كه قائل به عدم وجوب آن هستند به نحو مطلق . و از بعضى نقل شده كه قائل به تفصيل بين سبب يعنى علت تامّه و غير آن شده‌اند . يعنى در سبب قائل به وجوب شده‌اند مثل آنجا كه مولى امر مىكند كه شخصى گوشت را بپزد و اين طبخ ، متوقف بر سبب است يعنى روشن كردن آتش در زير گوشت ( در اين‌گونه موارد قطعا مقدمه ، واجب است ) ولى در غير اين‌گونه موارد ، واجب نيست . نكتهء ديگر اين است كه اين نزاع چنان‌كه معلوم است - و از ظواهر كلام علما بلكه از صريح كلام آنها فهميده مىشود - فقط در واجب مطلق مطرح است مثل نماز نسبت به مقدماتش ، نه در واجب مشروط مانند حج نسبت به استطاعت . زيرا در واجب مشروط ، روشن است كه مقدمه‌اش واجب نيست ، بلكه آنچه واجب است ذى المقدمه است كه در فرض حصول مقدمه ، واجب مىشود . يعنى وقتى مقدمهء وجوبيه « يعنى همان مقدمه‌اى كه با حصول آن ، ذى المقدمه واجب مىشود » حاصل شود ، واجب مزبور نسبت به ساير مقدمات وجودى واجب ، واجب مطلق مىشود . و مراد از مقدمات وجودى ، مقدماتى است كه وجود واجب جز با انجام آنها ، امكان‌پذير نيست مثل سير كردن به سوى مكه نسبت به حج . و همين مقدمات هستند كه در اين مقام ، محل نزاع واقع شده‌اند .
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 107 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان