مناسب با آن چه از او مىدانند ، تصور مىكنند . چه ، سيماى شخص مورد نظر در ذهن هر يك از اين افراد به گونهاى خاص تصوير مىشود و درعين حال همهء اين صورتها ، صورت همان شخص خاص مىباشد .
[ 2 ] به خاطر همين نكته [ يعنى چون گروه زيادى از مردم ، شخص خاصى را كه نديدهاند با هيئتى مناسب با آن چه از او مىدانند تصور مىكنند ، ] فلاسفه مثال را به دو قسم تقسيم كردهاند : 1 - خيال منفصل كه قائم به خود و مستقل از نفوس جزئى متخيل است . 2 - خيال متصل كه قائم به نفوس جزئى متخيل مىباشد .
دليل ديگر بر وجود خيال متصل آن است كه در ميان صورتهاى خيالى انسان ، صورتهاى گزافى است كه با فعل صانع حكيم تناسب ندارد ، بلكه از بازىهاى قوهء تخيّل ناشى مىشود .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٢٤