تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
[ 4 ]

از اين اصول دو فرع به دست مىآيد :

1 - هر علمى كه در مراتب موجودات مكانى ، اعم از علل مجرد عقلى و مثالى ، تحقق دارد ، علم واجب تعالى نيز به شمار مىرود . [ زيرا بنابر اصل چهارم ، واجب تعالى به هر موجودى در مرتبهء آن موجود علم دارد و آن موجود با وجود خارجى خود ، علم واجب تعالى به شمار مىرود ؛ از جملهء اين موجودات علومى است كه در مراتب موجودات امكانى تحقق دارد . ] 2 - واجب تعالى سميع و بصير است ؛ همان‌گونه كه عليم و خبير مىباشد ، زيرا حقيقت سمع و بصر همان علم به شنيدنىها و علم به ديدنىهاست و اين دو علم بخشى از علم مطلق و فراگير واجب تعالى را تشكيل مىدهد . [ حاصل آن كه : پس از اثبات اين كه واجب تعالى به همهء مخلوقات در مرتبهء ذات خود و در مرتبهء آن مخلوق ، علم دارد ، روشن مىشود كه او به شنيدنىها و ديدنىها ، هم علم ذاتى دارد و هم علم فعلى . لذا سميع و بصير را مىتوان به يك اعتبار در شمار صفات ذاتى و به اعتبار ديگر در زمرهء صفات فعلى قرار داد . ] [ 5 ]

بررسى آراى ديگر در باب علم واجب تعالى

كسانى كه در علم واجب تعالى به بحث و پژوهش پرداخته‌اند ، اختلاف نظر فراوانى در اين باره دارند ؛ تا آن جا كه برخى از ايشان علم بارى تعالى را از اساس منكر شده‌اند . « 1 » اما برهانى كه بر اثبات علم بارى تعالى اقامه شد ، اين نظر را ردّ مىكند . آنان كه علم واجب تعالى را اثبات كرده‌اند ، آراى گوناگونى دارند :

نظريهء نخست :

واجب تعالى به ذات خود علم دارد ، امّا به معلولاتش علم ندارد ،
هامش
( 1 ) . صدرالمتألهين در اسفار ، ج 6 ، ص 180 مىگويد : منهم [ اى بعض الاقدمين من الفلاسفة ] من نفى علمه بشىءاصلًا ؛ بناءاً على انّ العلم عندهم اضافة بين العالم والمعلوم ، ولا اضافة بين الشىء و نفسه ، او صورة زائدة على ذات المعلوم مساوية للمعلوم فيلزم تعدد الواجب ، و اذ لم يعلم ذاته لم يعلم غيره ، اذ علم الشىء بغيره بعد علمه بذاته . »
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 299 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى