تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
مىگويند كه انجام دادن و انجام ندادن كار منوط به اراده و اختيار او باشد و در جايى كه جبر و ضرورت دركار است ، مجالى براى اراده و اختيار نيست . ] اما اين اعتراض وارد نيست ، زيرا وجوب و ضرورت يادشده از ناحيهء خود خداوند به فعل داده شده و اثر او مىباشد و معنا ندارد اثر فاعل ، كه دروجود خود تابع فاعل است ، در ذات فاعل اثر بگذارد و درجهان هستى غير از خداوند و آثار وى ، فاعل ديگرى وجود ندارد تا در خداوند اثر كرده و او را مجبور بر فعل سازد . [ حاصل آن‌كه : فاعل در صورتى مجبور بر فعل خواهد بود كه نيروى قاهرى از بيرون او را به كار وادارد و كار را بر وى تحميل كند و چنين چيزى در مورد خداوند متعال فرض صحيحى ندارد . ] [ 5 ]

نقد برخى از سخنان متكلمان دربارهء « قدرت »

هم‌چنين اين‌كه برخى گفته‌اند : « صحت و امكانِ فعل منوط به آن است كه آن فعل مسبوق به عدم زمانى باشد و از اين‌رو فعلى كه مسبوق به عدم زمانى نيست [ و از ازل موجود بوده است ] ممتنع مىباشد » ، سخنى ناصواب است . وجه بطلان اين سخن آن است كه حدوث و نه امكان يك پديده را علت نيازمندبودن به علت مىداند . [ براين اساس برخى از متكلمان گفته‌اند : امكانِ فعلْ مشروط به حدوث و مسبوق‌بودن آن به عدم زمانى است ، زيرا فرض صدور فعل قديم از فاعل ، فرضى تناقض‌آميز است ، چون قديم بودن آن فعل مستلزم واجب بودن آن است و صدورش از فاعلْ مستلزم ممكن بودن آن مىباشد . ] و ما بطلان اين مبنا را در بحث‌هاى علت و معلول روشن ساختيم . « 1 » اشكال ديگر اين سخن آن است كه « زمان » ناقض آن مىباشد ، زيرا اگر ايجاد زمانْ
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل ششم از مرحلهء چهارم