انقسام [ به اجزايى كه اجتماعشان ناممكن باشد ] راه ندارد . [ اگرچه در دهر و سرمد انحاى ديگر تقدم و تأخر ، مانند تقدم و تأخر بالعليّه و بالشرف ، برقرار مىباشد . ]
[ 11 ] صدرالمتألهين مىگويد :
« موجوداتى كه نه حركتاند و نه در حال حركت ، وجودشان در زمان نيست و اگر آنها را با متغيرات بسنجيم تقارن و معيت با آنها خواهند داشت . « 1 » اين نحوه معيّت « دهر » ناميده مىشود . همچنين اگر متغيرات را با متغيرات بسنجيم ، اما نه از آن جهت كه متغيراند ، بلكه از آن جهت كه ثابت مىباشند - زيرا هر پديده يك چهرهء ثابتى دارد ، اگرچه آن ثبات همان ثبات تغيّرش باشد - در اين صورت آنها با يكديگر تقارن و معيت خواهند داشت و اين معيت نيز « معيت دهرى » خوانده مىشود و اگر امور ثابت با يك ديگر سنجيده شوند ، باهم خواهند بود و اين معيّت همان « سرمد » است .
اما بايد توجه داشت كه در برابر « معيت سرمدى » و نيز « معيت دهرى » تقدم و تأخرى وجود ندارد و اين هيچ محذورى را در پى ندارد ، زيرا هيچيك از تقدم و تأخر رابطهء تضايف با معيت ندارد ، تا يكى از آنها مستلزم ديگرى باشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . توضيح اينكه : پديدهاى كه در حال تغيير مستمر و تحول دائمى است ، وصف تغيير و تحول براى آن يك وصفثابت و زايل نشدنى است ؛ يعنى آن شىء در تغيرش ثابت است و همين چهرهء ثبات آن را تشكيل مىدهد
( 2 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 182