تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
حركت جوهرى عمومى و همگانى و مستمر به سر مىبرد . به ديگر سخن : سراسر جهان مادى يك كاروان واحد است ، كه در يك حركت جوهرى دائم به‌سر مىبرد ، تا به مقصد و مقصود خويش نائل آيد . ] [ 10 ]

يادآورى : توضيحى دربارهء « دهر » و « سرمد »

از آن‌جا كه زمان يك كميت پيوسته ، گذرا و سيال است ، اگر آن را با حركات بسنجيم ، اين سنجش اندازه و مقدار حركت را و نيز تقدم و تأخر اجزاى آن را كه امرى است مترتب بر زمان ، افاده خواهد كرد . [ حاصل آن‌كه زمان ذاتاً يك مقدار متغير است و چون مقدار است ، اندازه و حدّ دارد و به آن‌چه با آن اعتبار شود اندازه و حدّ مىدهد و چون متغير است ، ميان اجزاى آن تقدم و تأخر ذاتى وجود دارد و به اجزاى آن‌چه با آن اعتبار شود ، نيز تقدم و تأخر مىدهد . ] [ اين در جايى است كه دو امر متغير ، يعنى زمان و حركت ، را با هم بسنجيم . اما ] گاهى موجودات ثابت با پديده‌هاى متغير سنجيده مىشوند ، كه معيّت و تقارن ثابت با متغير را افاده مىكند و اين معيّت « دهر » ناميده مىشود . [ زيرا موجودات مجرد همان‌گونه كه تقدم و تأخر زمانى بر پديده‌هاى متحول و متغير مادى ندارند ، هم‌چنين معيّت زمانى نيز با آنها ندارند ؛ يعنى چنين نيست كه وجود مجردات و وجود پديده‌هاى مادى در يك زمان باشد ، چرا كه موجودات مجرد اساساً زمان ندارند . از اين‌رو ، تقارن و معيّت موجودات ثابت با پديده‌هاى متغير نوع خاصى از معيت است كه « دهر » ناميده مىشود . ] و گاهى موجود ثابت با امور ثابت سنجيده مىشود ، كه تقارن و معيت ثابت با امور ثابت و نيز معيت ثابت كلّى [ كه داراى سعهء وجودى است ] با ثابت پس از خود را افاده مىكند ؛ اين نحوه از معيّت « سرمد » ناميده مىشود . البته در دهر و سرمد تقدم و تأخر [ ى كه در آن اجتماع متقدم و متأخر ناممكن باشد ] وجود ندارد ، چرا كه در آن تغيّر و