تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
كه پيش از زمان ، زمانى باشد تا ظرف وقوع پديدهء مقدم بر زمان بوده باشد ، و اين مستلزم اجتماع نقيضين است . بنابراين ، ] تقدم يك شىء بر زمان لزوماً تقدم غيرزمانى خواهد بود ؛ مانند تقدم علت وجودِ [ زمان ] بر زمان و تقدّم علت حركت [ كه علت زمان نيز محسوب مىشود ] بر زمان و تقدم موضوع حركت بر زمان . [ موضوع حركت علت ناقصهء حركت بوده و تقدم بالطبع بر حركت و در نتيجه بر زمان دارد . ] [ 9 ]

نتيجهء هفتم : حركت مشترك و مادهء مشترك در جهان مادّى

ميان دو شىء تنها در صورتى تقدم و تأخر زمانى مىتواند برقرار شود كه ميان آن دو زمان مشتركى وجود داشته باشد و هردو بر آن زمان انطباق يابند [ ؛ مانند حركت در قطعهء اول مسافت كه مقدم بر حركت در قطعهء دوم مسافت است و زمان حركت در كل آن مسافت ميان آن دو مشترك است . اگرچنين زمان مشتركى ميان آن دو وجود نداشته باشد و هر دو را فرانگيزد ، آن دو پديده گسسته از هم و بىارتباط باهم خواهند بود . ] از اين‌جا دانسته مىشود كه هرگاه ميان دو حركت و يا متحرك ، تقدم و تأخر زمانى تحقق يابد ، در آن‌جا زمان مشتركى وجود دارد كه هر دوى آنها را فرامىگيرد ؛ لازمهء وجود زمان مشترك آن است كه حركت مشتركى نيز وجود داشته باشد [ ، زيرا حركت موضوع و معروض زمان است و وحدت وكثرت زمان تابع وحدت و كثرت آن مىباشد . پس اگر زمان واحد و مشتركى وجود دارد ، بايد حركت واحد و مشتركى نيز وجود داشته باشد ] و لازمهء وجود حركت مشترك آن است كه مادهء مشتركى ميان پديدهء متقدم و متأخر وجود داشته باشد [ ، زيرا موضوع حركت همان ماده است و وحدت حركت مشروط به وحدت آن مىباشد . ] [ از آن‌جا كه ميان همهء پديده‌هاى جهان پيرامون ما رابطهء تقدم و تأخر زمانى برقرار است ، معلوم مىگردد كه جهان اطراف ما از مادهء واحدى تشكيل شده است ، كه در يك
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 342 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى