يك نوع وحدت كه مىتواند امور متكثرى را دربر گيرد ؛ همانگونه كه ماهيت حيوان مثلًا ، در عين حال كه ماهيت واحد است و وحدت جنسى دارد ، انواع گوناگونى را دربر مىگيرد . ]
و چون همين مادهء اولى موضوع حركت جوهرى عمومى عالم را تشكيل مىدهد ، پس سراسر عالم ماده [ ، با همهء جواهر و اعراضى كه در آن است ] ، يك حقيقت واحد و گذرا خواهد بود كه از مرحلهء قوهء محض به سوى فعليتى كه هيچ قوهاى ندارد ، در حركت مىباشد .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣١٣