تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
حتى به كمك وهم و يا عقل هم نتوان آنها را به اجزاى كوچك‌تر تقسيم نمود ] ، حركت مركب از « اجزاى لايتجزى » [ / اجزائى كه فاقد بُعد و امتداد بوده و قابل تجزيه نمىباشند ، ] خواهد بود كه پيش از اين بطلان آن گذشت . « 1 » [ 3 ]

مبدأ و منتهاى حركت

از آن‌چه بيان شد روشن مىگردد حركتْ مبدأ [ به معناى جزء نخستين ] و منتها [ به معناى جزء آخرين ] ندارد ؛ بدين‌معنا كه نمىتوان جزء نخستينى براى آن درنظر گرفت كه از جهت حركت انقسام‌ناپذير باشد و نيز نمىتوان جزء آخرينى براى آن درنظر گرفت كه ازجهت حركت انقسام‌ناپذير باشد . [ اين‌كه گفتيم : « ازجهت حركت انقسام‌ناپذير باشد » به خاطر آن است كه مبدأ هر امر ممتدى نبايد از جهت آن امر ممتد ، قابل انقسام باشد ، اگرچه ازجهت ديگر بتوان آن را تقسيم نمود ؛ مانند خط كه مبدأ سطح است و آن نحوه انقسامى كه در سطح راه دارد ( انقسام در طول و عرض ) در آن راه ندارد ، اگرچه آن را ، از آن جهت كه خط است ، مىتوان تقسيم كرد . سرّ اين‌كه مبدأ هر امر ممتدى نبايد ، ازجهت آن امر ممتد ، قابل انقسام باشد ، آن است كه : اگر مبدأ ، ازجهت آن امرممتد ، قابل انقسام باشد ، خود آن مبدأ داراى مبدئى خواهد بود كه جزء اول آن را تشكيل مىدهد و مبدأ آن مبدأ نيز خودش داراى مبدأ خواهد بود و به همين ترتيب : هر مبدئى ، به نوبهء خود ، مبدئى خواهد داشت و اين سلسله به جايى منتهى نخواهد گشت . در نتيجه آن امر ممتد فاقد مبدأ خواهد بود و اين خلف فرض است . نظير اين سخن در مورد منتها نيز مىآيد و نتيجه مىدهد كه
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل پنجم از مرحلهء ششم . به مقتضاى براهينى كه در آن‌جا بيان شد ، هيچ امر ممتد و كشش‌دارى نمىتواند از اجزاى فاقد بعد و امتداد ( جزء لايتجزى ) تشكيل شده باشد
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 269 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى