بنابراين ، اين وجود واحد و مستمر ، يك وجود تدريجى سيّال و پوياست كه بر مادهء حامل قوّه جارى مىشود و اختلاف تنها در حدود حركت و صورتهاى متعددى است كه پى در پى بر روى ماده مىآيند .
تمام آنچه بيان شد ، دربارهء جواهر نوعى [ و تغيير و تبدلات جوهرى ] بود ، اما نظير همان مطالب در مورد اعراض نيز مىآيد ، كه تفصيل آن به آينده موكول مىگردد .
[ 9 ]
نتايج بحث
از آنچه بيان شد ، امور ذيل روشن مىگردد :
امر اول : « قوهء شىء » عبارت است از يك نحوه وجود و ثبوتى براى آن شىء كه برحسب آن وجود ، همهء آثار وجود فعلى شىء بر آن مترتب نمىگردد .
امر دوم : وجود بر دو قسم است : بالفعل و بالقوه .
امر سوم : همچنين وجود تقسيم مىشود به : وجود ثابت و سيّال .
امر چهارم : اشيائى كه داراى قوه مىباشند ، وجودشان سيّال و تدريجى است و در مورد آنها حركت صدق مىكند .
امر پنجم : اشيائى كه وجودشان سيّال و تدريجى نيست و به ديگر سخن :
وجودشان ثابت است ، فاقد قوّه مىباشند ؛ يعنى ماده ندارند . [ اين نتيجه عكس نقيض موافق نتيجهء پيشين است . ]
امر ششم : هر شىء متحركى داراى ماده مىباشد .
امر هفتم : آنچه ماده ندارد ، فاقد حركت مىباشد . [ اين نتيجه عكس نقيض موافق نتيجهء پيشين است . ]
امر هشتم : اعراض ، از آنجا كه وجودشان براى موضوعشان و متعلق به آن است ، از يك نوع حركت ، به تبع حركت موضوعشان برخوردار مىباشند ، كه تفصيل آن خواهد آمد .