ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 71
المرحلة الأولى في أحكام الوجود الكلّيّة الفصل الأوّل [ في أنّ مفهوم الوجود مشترك معنويّ ] الوجود بمفهومه مشترك معنويّ ، يحمل على ما يحمل عليه بمعنى واحد . و هو ظاهر بالرجوع إلى الذهن ، حينما نحمله على أشياء ، أو ننفيه عن أشياء ، كقولنا : الإنسان موجود ، و النبات موجود ، و الشمس موجودة ، و اجتماع النقيضين ليس فصل اول : [ اشتراك معنوى مفهوم وجود ] [ بحث از الفاظ و مفاهيم آنها يك بحث فلسفى نيست ، اما گاهى طرح برخى از مسائل فلسفى منوط به اينگونه از بحثها مىباشد . بحث از اشتراك معنوى وجود نيز از آن جهت در فلسفه مطرح مىگردد كه دو مسألهء مهم فلسفى بر آن متوقف مىباشد : يكى اصالت وجود و ديگرى مشكك بودن وجود . ] وجود از نظر مفهوم مشترك معنوى مىباشد ؛ يعنى در همهء مواردى كه بر اشياى گوناگون حمل مىشود يك معنا دارد . [ راه اثبات اينكه يك لفظ مشترك معنوى يا مشترك لفظى است و اينكه يك معنا يا چند معنا دارد ، ملاحظهء موارد گوناگون استعمال آن لفظ است و اينكه در هر موردى چه معنائى از آن به ذهن مىآيد ؛ در مورد لفظ « وجود » نيز بايد همين راه را پيمود ، و لذا حضرت علامه مىفرمايند : ] اگر هنگامى كه وجود را بر چيزهائى حمل مىكنيم و يا آن را از چيزهائى سلب مىكنيم ، به ذهن خود مراجعه كنيم ، خواهيم يافت كه در همهء آن موارد يك معنا از لفظ وجود به ذهنمان خطور مىكند ؛ مانند آنجا كه مىگوييم : انسان موجود است ؛ گياه موجود است ؛ خورشيد موجود است ؛ [ كه در اين موارد « موجود » را بر امور گوناگونى حمل كردهايم و يا آنجا كه مىگوييم : ] اجتماع نقيضين موجود نيست ؛ اجتماع ضدين