تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و خامسا : أنّ كون موضوعها أعمّ الأشياء يوجب أن لا يكون معلولا لشيء خارج عنه ، إذ لا خارج هناك ، فلا علّة له ، فالبراهين المستعملة فيها ليست ببراهين لمّيّة . و أمّا
شرح

نتيجهء پنجم : براهين فلسفى همگى براهين انّى هستند

چون موضوع فلسفه دربرگيرندهء همهء اشيا است ، لذا معلول چيزى كه بيرون از آن باشد ، نيست ؛ چراكه خارج از وجود چيزى نيست ؛ در نتيجه علتى براى موضوع فلسفه تصور نمىشود . به همين دليل براهينى كه در فلسفه به كار مىروند براهين لمّى نيستند « 1 » - [ برهان لمّى برهانى است كه در آن از علت به معلول سير مىشود ، و
هامش
( 1 ) . در اينجا مقدمهء ديگرى نيز بايد ذكر شود ، و آن اينكه : محمولات مسائل فلسفه بيرون از وجود نيستند ، بلكه عين آن مىباشند . بر اين اساس گفته مىشود كه برهان لمّى در فلسفه به كار نمىرود ، زيرا حدّ اوسط در استدلال‌هاى فلسفى ، اگر علت براى محمول ( كه همان حدّ اكبر است ) باشد ، بايد علت براى وجود ( كه همان حدّ اصغر است ) نيز باشد ؛ درحالىكه چيزى بيرون از وجود نيست تا علت براى آن قرار گيرد . بيان بالا بر نفى برهان لمّى در فلسفه مبتنى بر امورى چند است از جمله : الف - محمولات مسائل فلسفه هميشه بايد مساوى وجود باشد . پس مفاهيمى كه اخص از وجود هستند ، به تنهايى ، محمول يك مسألهء فلسفى واقع نمىشوند ، بلكه از آنها و مقابل‌هايشان يك قضيهء مرددة المحمول ساخته مىشود ، قضيه‌اى كه اطراف ترديد در آن مساوى موجود مطلق مىباشد ؛ و چنين قضيهء مرددة المحمولى است كه مسألهء فلسفى را تشكيل مىدهد . ب - حدّ اوسط در برهان لمّى بايد علّت خارجى براى نتيجه باشد . اما دو مقدمهء فوق ، هر دو قابل مناقشه است ؛ زيرا بسيارى از مسائل فلسفى موضوعشان قسم خاصى از موجود است ، نه موجود مطلق ؛ و محمولشان نيز امورى است كه اختصاص به آن قسم خاص از موجود دارد . و براى اثبات اين‌گونه از مسائل مىتوان از برهان لمّى استفاده كرد ، چراكه ثبوت محمولات آنها براى موضوعاتشان علتى بيرون از خودشان دارد . و همان علت مىتواند واسطه در اثبات آنها قرار گيرد . مثلا براى اثبات اينكه جهان هستى بر بهترين نظام و استوارترين شكل ممكن آفريده شده است ، به علم ذاتى خداوند به نظام احسن استدلال مىشود . و در اين استدلال حدّ وسط ، علت براى نتيجه است ؛ و لذا اين برهان ، برهان لمّى خواهد بود . مقدمهء دوم نيز قابل مناقشه است ، زيرا همان‌گونه كه از كلام شيخ الرئيس در كتاب برهان شفا ( ر . ك :
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 65 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى