تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
محمولاته الراجعة إليه شيء من الأشياء ، لم يتصوّر هناك غاية خارجة عنه يقصد الفنّ لأجلها ؛ فالمعرفة بالفلسفة مقصودة لذاتها ، من غير أن تقصد لأجل غيرها ، و تكون آلة للتوصّل بها إلى أمر آخر ، كالفنون الآليّة . نعم هناك فوائد تترتّب عليها .
شرح
چيزى را نمىتوان يافت كه از موضوع فلسفه و محمولات آن ، كه درواقع به همان موضوعش بازمىگردند ، بيرون باشد ، لذا نمىتوان چيزى خارج از آن را تصور نمود كه غايت فلسفه باشد و فلسفه براى دست‌يابى به آن فراگرفته شود . بنابراين ، فراگيرى فلسفه و آگاهى از مسائل آن مطلوب بالذات است ، نه آن‌كه براى دست‌يابى به امر ديگرى مطلوب باشد ، همچون علوم و دانش‌هاى آلى [ چون منطق ، اصول ، حساب و هندسه ] كه ابزار و وسيله‌اى در خدمت علوم ديگر هستند [ به گونه‌اى كه غرض اصلى از فراگيرى آنها آمادگى براى فراگيرى علوم ديگر مىباشد ] . البته ثمرات و فوائدى هست كه بر فلسفه مترتب مىشود ؛ [ مانند : تمييز حقايق از وهميات ، و اثبات موضوعات علوم مختلف ، و نيز اثبات ديگر قضايايى كه جزء مبادى تصديقى آن علوم محسوب مىشوند و امور فراوان ديگر . اما چنين نيست كه فلسفه آلت و ابزارى براى يك علم ديگر باشد ، بلكه خود مطلوب بالذات است . ]
هامش
حضرت علامه رحمه اللّه در بيان اين مطلب آن است كه : الف - علم عبارت است از مجموعه‌اى از مسائل . و مسائل يك علم همان موضوع علم است با خواص و آثار آن موضوع كه بر آن حمل شده‌اند . ب - موضوع فلسفه همان وجود است و محمول‌هاى آن نيز امورى هستند كه به وجود باز مىگردد . ج - وجود ، عام‌ترين اشياء است ، و هيچ چيز از آن بيرون نيست . د - بنابراين ، فلسفه عام‌ترين علوم و وسيع‌ترين و برترين آنهاست . در نتيجه علم ديگرى متصور نيست كه برتر از فلسفه باشد ، و بتواند غايت فلسفه واقع شود ، تا باعث شود كه فلسفه از علوم آلى به‌شمار آيد ، و به خاطر علم ديگرى طلب گردد . البته اين ، منافاتى با آن ندارد كه فوائدى بر فلسفه مترتب گردد ، و حتى خدماتى به ديگر علوم ارائه دهد ؛ زيرا آنچه باعث آلى شدن يك علم مىگردد آن است كه ابزارى براى دستيابى به علم ديگرى باشد ، هدف عمده از آموزش آن هموار نمودن راه براى عرضهء دانش ديگرى بوده باشد .