الجسميّة ، ثمّ الهيولى بوجودها الفعليّ .
و ثانيا : أنّ الصور النوعيّة لا تحفظ الجسميّة إلى بدل ، بل توجد بوجودها الجسميّة ، ثمّ إذا تبدّلت إلى صورة اخرى تخالفها نوعا بطل ببطلانها الجسم ثمّ حدثت جسميّة اخرى بحدوث الصورة التالية .
شرح
وجود هيولا متأخر از وجود صورت جسمى و وجود صورت جسمى متأخر از وجود صورت نوعى است ، و البته اين تأخر ، تأخر علّى است نه تأخر زمانى ] .
نتيجهء دوم : وقتى يك صورت نوعى مىرود و صورت نوعى ديگرى جايگزين آن مىگردد ، شخص صورت جسمى باقى و محفوظ نمىماند - [ بر خلاف هيولا كه با متبدل شدن صورتها شخصش باقى و محفوظ مىماند ] - بلكه جسميت به واسطهء وجود يك صورت نوعى خاص تحقق مىيابد ، و آنگاه كه آن صورت نوعى جاى خود را به صورت نوعى ديگرى داد ، جسم پيشين همراه با زوال آن صورت نوعى از بين مىرود ، و سپس با حدوث صورت پسين ، جسميت ديگرى حادث مىگردد .
[ مثلا اگر آب تبديل به بخار شود ، صورت جسمىاى كه در آب است از بين مىرود و صورت جسمى ديگرى در بخار به وجود مىآيد . صورت جسمى بخار اگرچه نوعا با صورت جسمى آب متحد است ، اما شخصا مغاير آن مىباشد ؛ و اين نيست مگر به خاطر عليت صورت نوعى نسبت به صورت جسمى . ]