عمّا عداه - إمّا واجبا بالذات ، أو ممتنعا بالذات ، أو ممكنا بالذات ، لما تقدّم أنّ القسمة إلى الثّلاثة حاصرة .
و على الأوّلين يلزم الانقلاب بلحوق الإمكان له من خارج . و على الثالث ، أعني كونه ممكنا بالذات ، فإمّا أن يكون بحيث لو فرضنا ارتفاع العلّة الخارجة بقي الشيء على ما كان عليه من الإمكان ، فلا تأثير للغير فيه ، لاستواء وجوده و عدمه ، و قد فرض
شرح
موردنظر فى حدّ نفسه و با قطعنظر از هر عامل بيرونى ، [ از سه حال بيرون نخواهد بود : ] يا واجب بالذات است و يا ممتنع بالذات است و يا ممكن بالذات ؛ زيرا همانطور كه در پيش گفتيم ، [ هيچ شىء مفروضى خالى از اين سه امر نيست ، و ] تقسيم شىء به واجب ، ممتنع و ممكن يك تقسيم حصرى است .
[ اگر بگوييد : شىء موردنظر ذاتا واجب و يا ممتنع است و درعينحال عامل بيرونى آن را ممكن ساخته است ، مىگوييم : در اين صورت انقلاب در ذات لازم مىآيد . و لذا حضرت علامه مىفرمايند : ] بنابر دو احتمال نخست لازم مىآيد ذات شىء به واسطهء دريافت امكان از عامل بيرونى منقلب گردد . [ يعنى بنابر آن دو احتمال بايد ذاتى كه اقتضاى وجود و يا عدم دارد تحت تأثير عامل بيرونى ، ديگر اقتضاى وجود و يا عدم نداشته باشد . ]
و اگر بگوييد : شىء موردنظر ذاتا ممكن است ، [ دو فرض وجود خواهد داشت كه بايد هريك از آنها جداگانه بررسى شود : فرض اول اينكه شىء موردنظر ، يك امكان بيشتر نداشته باشد ، و همان امكان واحد ، هم بالذات باشد و هم بالغير . و فرض دوم اينكه شىء موردنظر دو امكان داشته باشد ، يكى امكان بالذات و ديگرى امكان بالغير . ]
[ اگر فرض كنيم شىء موردنظر تنها يك امكان دارد ، باز دو احتمال وجود دارد : ] يا آن شىء به گونهاى است كه در صورت ارتفاع علت بيرونى ، بر امكان خود باقى مىماند ؛ در اين صورت علت بيرونى تأثيرى در آن شىء نداشته است ؛ زيرا بودن و نبودنش براى آن شىء يكسان است . [ و حالت آن شىء را عوض نمىكند . ] و اين