تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
كقولنا : زيد قائم و الإنسان ضاحك ، مثلا ، و أيضا مركّبات تقييديّة مأخوذة من هذه القضايا كقيام زيد و ضحك الإنسان ، نجد فيها بين أطرافها من الأمر الذي نسمّيه نسبة و ربطا ما لا نجده في الموضوع وحده ، و لا في المحمول وحده ، و لا بين الموضوع و غير المحمول ، و لا بين المحمول و غير الموضوع . فهناك أمر موجود وراء الموضوع و المحمول ، و ليس منفصل الذات عن الطرفين ، بحيث يكون ثالثهما و مفارقا لهما كمفارقة أحدهما الآخر ، و إلّا احتاج إلى رابط يربطه بالموضوع و رابط آخر يربطه
شرح
داراى مصداق خارجى است و هم محمولشان . ] مانند قضيهء « زيد قائم است » و قضيهء « انسان خندان است » . همچنين مركبات تقييدىاى داريم كه از اين قضاياى خارجى به دست مىآيند ، مانند : قيام زيد و خندهء انسان . در اين موارد [ علاوه‌بر موضوع و محمول و علاوه‌بر مضاف و مضاف اليه ] چيز ديگرى به نام نسبت و ربط مىيابيم كه اگر موضوع را به تنهائى ، و يا محمول را به تنهائى ، و يا موضوع را با غير محمول ، و يا محمول را با غير موضوع در نظر بگيريم آن را نخواهيم يافت . پس علاوه‌بر موضوع و محمول چيز ديگرى نيز وجود دارد . [ مثلا در قضيهء « زيد قائم است » علاوه‌بر زيد و قيام ، چيز ديگرى نيز وجود دارد كه لفظ « است » بر آن دلالت مىكند ، و آن چيز همان ربط قيام به زيد است . اين ربط به گونه‌اى است كه متكى به موضوع و محمول مىباشد ، و لذا اگر زيد را به تنهائى و يا قيام را به تنهائى در نظر بگيريم و يا زيد را با ديوار و يا قيام را با سنگ در نظر بگيريم نشانى از آن نخواهيم يافت . ] از طرف ديگر اين نسبت و ربط ، ذاتى جدا و مستقل از دو طرف خود ندارد به گونه‌اى كه آن هم چيز سومى در كنار آن دو و جداى از آنها باشد . [ يعنى آن استقلال و دوئيّتى كه ميان موضوع و محمول يافت مىشود ميان نسبت و هريك از موضوع و محمول يافت نمىشود . ] چراكه اگر نسبت امرى جدا و مستقل از طرفين خود باشد ، نياز به دو نسبت ديگر خواهد داشت ، يكى براى آن‌كه آن را با موضوع مرتبط سازد و ديگرى براى آن‌كه آن را با محمول مرتبط كند . و در نتيجه اجزاى قضيه كه
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى