تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
الوجوه مثلان ، و حكم الأمثال فى ما يجوز و فى ما لا يجوز واحد ، فلو جاز إيجاده بعينه ثانيا بنحو الإعادة جاز إيجاد مثله ابتداء . و أمّا استحالة اللازم ، فلاستلزام اجتماع المثلين في الوجود عدم التميّز بينهما و هما اثنان متمايزان . و منها : أنّ إعادة المعدوم بعينه توجب كون المعاد هو المبتدأ ؛ لأنّ فرض العينيّة يوجب كون المعاد هو المبتدأ ذاتا و في جميع الخصوصيّات المشخّصة حتّى الزمان ؛
شرح
چيزى كه براى يكى جايز باشد براى ديگرى نيز جايز خواهد بود ، و هر چيزى كه براى يكى ممتنع باشد براى ديگرى نيز ممتنع خواهد بود . ] پس اگر ايجاد دوبارهء شىء به نحو اعاده جايز باشد ، ايجاد ابتدائى مماثل آن نيز جايز خواهد بود . [ حاصل آن‌كه : اگر ايجاد معاد « الف » جايز باشد ، ايجاد مماثل « الف » نيز جايز خواهد بود ؛ چرا كه معاد « الف » و مماثل « الف » ، مثل هم هستند ، و هرچه براى يكى از آنها جايز باشد براى ديگرى نيز جايز خواهد بود . ] و اما بطلان لازم به خاطر آن است كه تحقق دو چيزى كه از هر جهت مثل يكديگرند ، مستلزم آن است كه هيچ امتياز و تفاوتى ميانشان نباشد ، درحالىكه بنابر فرض آنها دو چيز متمايز هستند . [ بنابراين ، ايجاد مماثل شىء مستلزم اجتماع نقيضين است ، چراكه دو شىء مماثل هم بايد از يكديگر امتياز داشته باشند ، چون دو چيزند ، و هم بايد از يكديگر امتياز نداشته باشند ، چون از هر جهت مثل هم هستند . ]

دليل سوم

اگر شىء معدوم شده خودش اعاده گردد معاد ، همان مبتدأ خواهد بود ؛ زيرا فرض عينيت ميان مبتدأ و معاد ايجاب مىكند كه معاد از جهت ذات و تمامى خصوصيات مشخّصه ، حتى زمان ، همان مبتدأ باشد ؛ و در نتيجه معاد همان مبتدأ و
هامش
همان ماهيت سلب شده است . و چون اجتماع نقيضين محال است ، در فرض مذكور همهء موارد آن ماهيت همان حكم را خواهند داشت و اين حكم از هيچ‌يك از موارد آن سلب نمىشود .