ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 135
الفصل الرابع في شطر من أحكام العدم قد تقدّم أنّ العدم لا شيئيّة له ، فهو محض الهلاك و البطلان . و ممّا يتفرّع عليه أن لا تمايز في العدم ؛ إذ التمايز بين شيئين إمّا به تمام الذات ، كالنوعين تحت مقولتين ، أو ببعض الذات ، كالنوعين تحت مقولة واحدة ، أو بما فصل چهارم پارهاى از احكام عدم پيش از اين گفتيم كه عدم هيچ شيئيت و ثبوتى ندارد ، و در نتيجه هلاكت و بطلان محض مىباشد . تمايزى در عدم نيست امورى بر اين مطلب متفرع مىشود ، از جمله اينكه تمايزى در عدم نيست ، زيرا تمايز ميان دو چيز [ از سه حال بيرون نيست : ] يا به تمام ذات آنهاست ، مانند دو نوع مندرج در دو مقولهء مختلف [ كه هيچ ما به الاشتراكى ميانشان وجود ندارد ، مثل تمايز سفيدى كه مندرج در مقولهء كيف است از خط كه مندرج در مقولهء كم است . ] و يا به جزء ذات آنهاست ، مانند دو نوع مندرج در يك مقوله [ كه داراى جنس مشتركى هستند و به وسيلهء فصلهايشان از يكديگر امتياز مىيابند ، مثل تمايز سفيدى از سياهى . ] و يا به واسطهء امور عارض بر ذات مىباشد ، مانند تمايز دو فرد از يك نوع [ كه تمام ذاتشان با هم مشترك است و امتيازشان تنها در امور بيرون از ذات مىباشد ، مانند امتياز حسن از حسين . ] [ بنابراين ، هركجا تمايزى هست بايد ذاتى مطرح باشد چراكه تمايز يا به تمام