تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
الأمر الثالث : تبيّن من جميع ما مرّ أنّ للمراتب المترتّبة من الوجود حدودا ، غير أعلى المراتب ، فإنّها محدودة بأنّها لا حدّ لها . و ظاهر أنّ هذه الحدود الملازمة للسلوب و الأعدام و الفقدانات التي نثبتها في مراتب الوجود ، و هي أصيلة و بسيطة ، إنّما هي من ضيق التعبير ، و إلّا فالعدم نقيض الوجود ، و من المستحيل أن يتخلّل في مراتب نقيضه . و هذا المعنى - أعني دخول الأعدام في مراتب الوجود المحدودة و عدم دخولها
شرح

فرع سوم : تركيب مراتب وجود از هستى و نيستى يك تركيب واقعى نيست

از مجموع مطالب گذشته روشن شد كه همهء مراتب وجود داراى حدود و قيودى هستند [ و هرچه يك مرتبه ضعيف‌تر باشد ، حدودش بيشتر ، و هرچه شديدتر باشد ، حدودش كمتر مىباشد و به هرحال همهء مراتب وجود مقيد هستند ؛ ] غير از بالاترين مرتبهء وجود كه هيچ حدّى جز بىحدّى و اطلاق ندارد . و كاملا واضح است كه اثبات اين حدود و قيود ، كه ملازم با ندارىها و نيستىها و سلب پاره‌اى از كمالات مىباشد ، در مراتب وجود كه اصيل و بسيطاند ، از باب مسامحه و ناشى از ضيق تعبير است . [ پس اين‌كه مىگوييم : هريك از مراتب وجود حدود و قيودى دارند ، و يا مركب از وجود و عدم هستند ، همه مجاز و مسامحه است ؛ ] زيرا عدم نقيض وجود است و محال است كه با وجود ، كه نقيض آن است ، درآميزد و لابلاى مراتبش واقع شود . [ و به طور كلى عدم نيستى و بطلان است و سهمى از واقعيت ندارد تا بخواهد با وجود تركيب شود . ] اين معنا - يعنى دخول اعدام در مراتب محدود وجود ، و عدم دخولش در مرتبهء اعلاى وجود كه به صرافت وجود برمىگردد - يك نوع بساطت و تركيب در وجود است ؛ [ و به اين صورت مىتوان وجود را به دو قسم منقسم كرد : يك قسم وجودهاى مركب كه شامل همهء وجودهاى امكانى و معلول مىشود ، و قسم ديگر وجود بسيط كه همان واجب الوجود بالذات است كه بالاترين مرتبهء هستى را تشكيل مىدهد . البته اين بساطت و تركيب ] غير از بساطت و تركيبى است كه در