النور المشتركة شيئا ، و لا تفقد منها شيئا ؛ و إنّما هي النور في مرتبة خاصّة بسيطة ، لم تتالّف من أجزاء ، و لم تنضمّ إليها ضميمة ، و تمتاز من غيرها بنفس ذاتها التي هي النوريّة المشتركة .
فالنور حقيقة واحدة بسيطة ، متكثّرة في عين وحدتها ، و متوحّدة في عين كثرتها .
كذلك الوجود حقيقة واحدة ذات مراتب مختلفة بالشدّة و الضعف ، و التقدّم و التأخّر ، و العلوّ و الدنوّ ، و غيرها .
شرح
حقيقتش ذرات موجى است ، بلكه آنگونه كه قدما مىپنداشتند و اذهان ساده درك مىكنند . بنابراين برداشت ، نور يك عرض بسيط است و در نتيجه ] حقيقت واحدى است كه داراى مراتب گوناگون شديد و ضعيف مىباشد .
به عنوان مثال يك نور قوى داريم [ نور صد شمعى ] ، و يك نور متوسط داريم [ نور ده شمعى ] ، و يك نور ضعيف [ نور يك شمعى ] . همهء اينها نورند و جز نور چيزى نيستند . اينطور نيست كه مرتبهء شديد نور مركب از نور و چيز ديگرى غير از نور باشد ؛ و يا آنكه مرتبهء ضعيف نور چيزى از حقيقت نور را فاقد باشد و يا با ظلمت كه همان نبود نور است ، آميخته شده باشد . بلكه هريك از مراتب گوناگون نور [ فقط و فقط نور است ] ، نه چيزى از حقيقت مشترك نور بيش دارد و نه كم . هر مرتبهاى از نور يك حقيقت بسيط است و آن حقيقت همان نوريت است ، نه از اجزائى تركيب يافته و نه ضميمهاى به آن ملحق شده است ، و هر مرتبه با نفس ذاتش كه همان نوريت مشترك در همهء مراتب است از ديگر مراتب امتياز مىيابد .
بنابراين ، نور يك حقيقت واحد بسيط است كه در عين وحدتش كثير است و در عين كثرتش ، واحد است . وجود نيز همينگونه است ، يك حقيقت واحد است كه مراتب گوناگونى دارد و اختلاف اين مراتب در شدت و ضعف ، تقدم و تأخر ، بالائى و پستى و غير آن . [ مثل قوه و فعل ] مىباشد .